ناشران؛ خسته و بلاتکلیف از نابسامانی‌های بازار کاغذ

وقتی کاغذ، با پنبه سر می‌برد

کاغذ به این نازکی اگر دستتان را ببرد، خیلی درد دارد. کاغذ به این نازکی و این همه تیزی و برندگی؟ تا همین چند وقت پیش در فضای مجازی برای یاد دادن آموزه‌های اخلاقی و رفتاری از نازکی کاغذ و سوزش برندگی اش می‌نوشتند و هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کرد همین لاغراندام باریک قصد داشته باشد نفس بازار کتاب را ببرد، پا بگذارد بیخ گلوی ناشران و کار را به جایی برساند که آنها از یک لحظه بعدشان هم بی خبر باشند، در فضای مجازی و جمع‌های دوستانه تر از فردایی حرف بزنند که نامعلوم است و ظاهرا هم قرار نیست، به فضایی معلوم برسد.
قیمت کاغذ به بندی ۴۰۰ هزار تومان رسیده، دهم بهمن بندی ۳۵۵ هزار تومان بوده و چند روز توانسته افزایش یابد و ناشران را خسته‌تر و ناامیدتر کند. کاغذی که سال گذشته همین موقع هر بند ۸۰ هزار تومان بوده حالا با تورمی ۵۰۰درصدی روبه رو شده است. آن وقت همان گوشت که گرانی‌اش داد همه را درآورده تورمی حدودا ۳۰ درصدی را تجربه کرده و بی‌نهایت واکنش میان مردم و مسؤولان داشته است.
خب… جامعه کتاب نخوان آخر و عاقبتش همین است دیگر، کاغذ بود، بود، نبود هم…
از طرف دیگر مقوای ۲۵۰ گرمی که برای جلد کتاب مورد استفاده ناشران قرار می‌گیرد، سوم بهمن کیلویی ۱۹ هزار تومان بوده و با گذر تنها چهار روز به ۲۵ هزار تومان افزایش پیدا کرده است. کاربران فضای مجازی نوشته‌اند ظاهرا ناشران باید کتاب هایشان را بدون جلد منتشر کنند، چون افزایش قیمت این نوع مقوا می‌تواند تاثیر منفی بر کارشان بگذارد.
ناشران اما ماجرا را با نگاهی عمیق تر می‌بینند و از این می‌گویند که ممکن است با این اوصاف دیگر حتی نتوانند کتاب چاپ کنند!

این زمستان سرد
امسال زمستان برای ناشران خیلی سرد است. هر قدر آمار و ارقام هواشناسی چیز دیگری بگوید، تا اطلاع ثانوی هیچ آفتابی نمی‌تواند از سرمای این روزهای بازار نشر بکاهد. هر سال زمستان وقتی دیگر بخش‌های فرهنگی کشور مشغول برگزاری جشنواره‌های هنری و فرهنگی فجر هستند، ناشران سخت مشغول کار می‌شوند تا برای اردیبهشت سال بعد و نمایشگاه کتاب آماده باشند، تجدید چاپ‌هایشان را به سرانجام برسانند و کتاب‌های تازه را آماده ارائه کنند. البته ناشران اغلب اواخر اسفند و نزدیک به عید نوروز هم روی بازار کتاب، حساب می‌کنند و برای این چند روز هم آماده می‌شوند.
در هر صورت هر سال چنین روزهایی ناشران سخت در حال کار بودند و امسال خیلی نگران و مستاصل که بالاخره باید چه کنند. ‌بی‌ثباتی قیمت‌ها برایشان نه راه، پس گذاشته و نه راه پیش. برخی کارمندانشان را تعدیل کرده‌اند. تعدادی دیگر دست روی دست گذاشته‌اند و بعضی‌ها به نوشتن نامه‌ای به وزارت ارشاد فکر می‌کنند تا شاید برای معضلات و مسائل آنها راه‌حلی پیدا شود.

نامه به دست چه کسی برسد؟
حالا فرض کنیم ناشران دل یکدله کنند و نامه بنویسند، اما نامه خطاب به چه کسی نوشته شود و چه کسی آن را بخواند؟ هر چند خبر رفتن سیدعباس صالحی وزیر ارشاد از این وزارتخانه تکذیب شده، اما این تکذیب کم رمق، خبر از اتفاقات دیگری می‌دهد. صالحی استعفا کرده، آن هم درست در آغاز جشنواره‌های فجر به‌عنوان رویدادهای مهم فرهنگی سال در ایران. این اتفاق یعنی فعلا کسی نیست نامه ناشران را بخواند و بخواهد مساله دشوار کاغذ را حل کند.
آن‌طور که معلوم است ظاهرا نمایشگاه کتاب سال آینده هم کم‌رمق‌تر از هر سال برگزار خواهد شد.
با این اوضاع بازار کاغذ، نه ناشران توان چاپ کتاب‌های متعدد را دارند و نه مردم توانایی خرید کتاب‌هایی را خواهند داشت که قیمت کاغذشان از سال گذشته تا امروز تورم ۵۰۰ درصدی را تجربه کرده است.
حالا بماند همین گرانی‌ها بر کار چاپخانه‌ها و دیگر بخش‌ها هم تاثیر گذاشته‌ و تنها بخش‌هایی که باید تاوان این اتفاقات را بدهند، ناشران و مولفان هستند.
بی‌هیچ حمایت و کمکی در بازار آشفته‌ای که هر کسی رانتی داشته شده وارد کننده و البته بعد هم انبار‌کننده کاغذ!
​​​​​​​
نابسامانی بازار کاغذ با کتابخوان‌ها چه می‌کند؟
ناشران می‌گویند در خوشبینانه‌ترین حالت و با همین قیمت امروز کاغذ، باید قیمت کتاب‌ها را صد در صد افزایش دهند. فکرش را بکنید کتابی که به قیمت ۳۰ هزار تومان می‌خریدید، می‌شود ۶۰ هزار تومان. یک جلد رمان که می‌خریدید ۶۰ هزار تومان می‌شود ۱۲۰ هزار تومان و این مبلغ یک‌چندم حقوق شماست؟
هر چند سال‌ها نوشتیم کتاب کالای لوکس نیست، اما آنچه امروز در حال رخ دادن است، کتاب را به کالایی لوکس و دور از دسترس بدل خواهد کرد. همان بلایی که تعرفه‌های گمرکی سنگین و کمرشکن بر سر سازهای موسیقی وارداتی آورده خیلی زود بر سر کتاب هم خواهد آمد. با این تفاوت که ناشران به اندازه وارد کنندگان ساز پولدار نیستند، که نشر در ایران هرگز به صنعت تبدیل نشده و اگر هم شده آنقدر نحیف و کم‌جان بوده که حالا بازار کاغذ می‌تواند بی‌سر و صدا با پنبه سرش را ببرد و نفسش را بند آورد.
حالا نگاهی بیندازید به نمودار رشد قیمت کتاب طی چهار دهه گذشته در ایران. این نمودار را خبرگزاری ایبنا منتشر کرده و همین چند خط نازکی که روی عددهای نمودار بالا و پایین رفته، می‌تواند به تنهایی بخشی از کم شدن تیراژ کتاب‌ها را در شرایط اقتصادی مردم ما نشان دهد. طبق آنچه نمودار نشان می‌دهد، از سال ۶۸ نمودار با شیب ملایمی بالا می‌رود، از ۸۶ و با حذف یارانه دولتی کاغذ یکباره شیب زیاد شده و در سال‌های اخیر هم شدت گرفته است؛ طوری که قیمت متوسط کتاب ۱۷هزار و ۷۰۰ تومانی سال ۹۶ در شهریور۹۷ به عدد میانگین ۲۳هزار تومان رسیده است.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *