آب مايه حيات است ، اما نه در چاپ

تاریخ ایجاد   1393/08/01 - 04:06  تعدادمشاهده  653 بازگشت

 آب مايه حيات است ، اما نه در چاپ



چاپ افست خشك همانگونه كه از نامش پيداست،سيستمي از چاپ است كه درآن خبري از آب نيست.بر خلاف سيستم چاپ افست معمولي (
Wet offset) كه در پروسه انتقال مركب، آب نقش مهمي ايفا ميكند، در سيستم افست خشك آب وجود ندارد.



در سيستم افست معمولي، مركب در مناطقي از پليت كه آغشته به آب است نمي نشيند اما در ساير مناطق كه تصوير وجود دارد، مركب جذب سطح پليت مي شود. در اين سيستم به خاطر وجود آب و خاصيت ويژه آن در كنار مركب، تصوير از شفافيت و درخشندگي افست خشك برخوردار نيست.

در سيستم افست خشك جنس پليت و مركب با افست معمولي متفاوت است. به اين معني كه در پليت هاي افست معمولي لايه ژلاتيني بر روي صفه آلومينيومي پليت وجود دارد كه بعد از انجام عمل ترام گذاري بر روي پليت ثابت مي شود و مناطقي كه ترام گذاري نشده اند در تماس با داروهاي شيمياي ظهور پليت شسته مي شوند.اين لايه باقيمانده بر روي سطح پليت جاذب مركب مي باشد كه انتقال مركب به سطح لاستيك چاپ را سبب مي شود. در سيستم افست خشك پليت شامل لايه هاي زير است:

1) يه آلومينيومي زيرين كه بدنه و قسمت اصلي پليت را تشكيل مي دهد.


2) لايه پليمري جاذب مركب (مركب دوست)


3) لايه پليمري حساس به گرما


4) لايه سيليكوني دافع مركب (مركب گريز)



نحوه عملكرد پليت هاي افست خشك بدين ترتيب است كه پس از اينكه پليت در معرض تابش ليزر قرار گرفت، لايه پليمري حساس به گرما بخار شده و از سطح پليت حذف ميگردد.



پس از اين، پليت هاي مزبور بنا به نوع آن مسير هاي متفافتي را طي مي كنند.



در پليت هاي بي نياز از ظهور مانند پليت هاي افست
DI، پس از تابش ليزر (كه در داخل ماشين چاپ انجام مي شود) جسمي دوران شبيه به پاك كن بنام(Friction roller) بر روي سطح زينك حركت كرده و سيليكون را در قسمت هايي كه لايه 3 برداشته شده است و هيچ اتصالي به ساير نواحي ندارد، از سطح زينگ بر مي دارد. همين عمل در پليت هاي نيازمند به دارو به وسيله داروهاي شيميايي انجام مي پذيرد.



در جرياد پروسه چاپ، به خاطر مركب گريز بودن لايه سيليكون، مركب فقط جذب مناطقي از سطح پليت مي شود كه فاقد سيليكون است. پس از آن مركب به وسيله لاستيك چاپ به سطح كاغذ منتقل مي گردد.

بدين ترتيب ميتوان گفت خشك، چاپ غير مستقيمي است كه بر اساس عملكرد مركب روي سطحي كه شامل مناطق مركب دوست و مركب گريز است، بوجود مي آيد. بدين گونه، به طور غير مستقيم و از طريق لاستيك چاپ، مركب به كاغذ منطقل شده و تصوير را مي سازد.


اين مناطق مركب دوست همان مناطق چاپ پذير هستند و حدود 2 ميكرون پايين تر از مناطق ايميج نشده (پوشيده از يك لايه سيليكون) قرار دارند. البطه اين سيستم نبايد با سيستم چاپ گود يا گراور(
gravure) اشتباه شود زيرا در اين سيستم بر خلاف سيستم گراور، مركب ها غلظت بيشتري دارند و نوع انتقال مركب و نوع ترام ها در اين گونه متفاوت است. در چاپ گود مركب پذيري فرم چاپ بر اساس گودي مناطق چاپ پذير نسبت به سطح سيلندر صورت مي گيرد، در حالي كه در سيستم

نمونه پليت
Toray افست خشك


افست خشك، خاصيت شيميايي مواد سطح پليت باعث مركب گيري يا دفع مركب مي شود.



چاپ افست خشك، از آغاز تاكنون


سيستم چاپ افست خشك براي اولين بار حدود 150 سال پيش با نوعي چاپ به نام
collotype به كار گرفته شد كه بسيار ابتدايي و بر پايه كاربرد ژلاتين و پليت هاي شيشه اي بود و كاربرد علمي نداشت.

در اواخر دهه 1970 ميلادي و پس از پشت سر گذاشتن چند مرحله ناموفق، چاپ افست خشك به صورت كاربردي به كار گرفته شد. اولين پروسه افست خشك از جنگ جهاني دوم در سال 1966 معرفي شد. در اين پروسه كه به وسيله ي دو مهندس آمريكايي عرضه شد، آنها به جاي آب از يك حلال هيدروكربن فرار كه بر سطح سيليكوني زينگ پخش مي شود و مانع نشست مركب مي شد، اسبفاده كردند. اين سيستم اشكالاتي داشت از جمله اين كه بسيار مستعد زمينه آوردن بر سطح كار (
Scumming) بود.


در سال 1967 كمپاني 3
M پليت افست خشك جديدي ارايه كرد كه پس از گذشت چند سال و صرف ميليون ها دلار جهت تهقيقات و گسترش آن، به خاطر مشكلاتي نظير عدم ثبات سطح سيليكوني پليت ها و سايش پذيري فراوان آنها، به كلي كنار گذاشته شد. مشكل ديگر اين پليت ها گراني آن ها بود كه چاپخانه داران تمايلي به خريد آن نداشتند. كارخانجات مركب سازي نيز اين بازار را دست كم گرفته و كار در اين زمينه را رها كرده بودند.


لايه هاي پليت افست خشك


كولر تايپ (
Collotype)


تعدادي از كمپاني هاي مركب سازي راه متفاوتي را در پيش گرفتند. هدف آن ها چاپ كردن به وسيله ي سيستم افست خشك با زينگ هاي معمولي و با مركب هاي بود كه در فرمولاسيون آن ها تغيراتي ايجاد كرده بودند. اگر چه كوشش هاي اوليه آن ها راه به جايي نبرد ولي ايده آن ها بعدها توسط كمپاني مركب سازي
Flint پرورش يافت و پيشرفت كرد.


در سال 1975 كمپاني ژاپني
Toray كه به صورت تخصصي بر روي گسترش و توليد پليمر ها فعاليت ميكرد، پليت افست خشك Toray را به نام خدش ثبت كرد و در نمايشگاه دروپاي 1977 آن را به نمايش گذاشت. اين پليت هاي آلومينيومي با يك لايه سيليكوني پوشيده شده بود. يك سال بعد از فروش پليت هاي افست خشك پوزتيو (TAP) شروع شد و چند سال بعد كمپاني Toray اولين پليت هاي افست خشك نگاتيو (TAN) را عرضه كرد.


ولي هنوز مشكلاتي در اين پليت ها وجود داشت براي مثال: 1- لايه سيليكوني به قدر كافي در برابر سايش مقاوم نبود. 2- به خاطر عدم وجود حلالها، مركب بسيار غليظ بوده كه در نتيجه باعث كنده شدن آن از سطح كاغذ در هنگام چاپ ميشود (
picking) 3-نواحي غير چاپ پذير روي زينگ (non image area) بعد از شروع چاپ و افزايش درجه حرارت بسيار مستعد زمينه آمردن بود (tinting).

بعضي از كمپاني هاي بزرگ سازنده ماشين چاپ ، جهت از بين بردن اين مساله (
tinting)، با كنترل درجه حرارت در يونيت هاي چاپ به شدت شروع به كار كردند به شكلي كه به كار بردن اين سيستم در افست آبي (wet offset) هم پايداري پروسه را موجب شد.


در پي آن كارخانه هاي مركب سازي نيز مركب هاي با غلظت كمتر توليد كردند و كمپاني
Toray نيز لايه سيليكن سطح زينگ هايش را بهبود بخشيد. كه اين همه موجب گسترش بيشتر اين سيستم در دنيا شدند.

كيفيت بي رقيب حاصل از افست خشك، يك چاپخانه دار امريكايي را ترغيب كرد كه در سال 0992 انجمن



سيستم تعويض زينگ


ماشين افست خشك
web


افست خشك (
Waterless Printing Association ) را تاسيس كند. ماموريت WPA ترويج تبادل اطلاعات در پيشرفت هاي تنكنيكي و متقاعد كردن چاپگر ها و مشتريان به سود آورتر بودن چاپ افست خشك بود .


در سال 1993 بيشترين تعداد ماشين آلات افست خشك در ژاپن تاسيس شد.(
JWAP) .


در سال 1996 انجمن فاست خشك اروپا (
EWPA) به كمك شركت آلماني Marks – 3zet كه در زمينه افست خشك با مركب ها ي UV فعاليت داشت ، تاسيس شد.


با ظهور پليت ستر ها (
CTP) و چاپ ديجيتال ، افست خشك جان تازهاي گرفت . در اين زمان كمپاني Presstek كه در سال 1987 تاسيس شده بود ، اساس كارش را در زمينه ابداع پليتي قرار داد كه به وسيله ليزر ترام گزاري شود و بينياز از داروي شيميايي جهت ظهور باشد كه بدين وسيله اين امكان فراهم ميشد تا پليت ها داخل ماشين ظاهر شوند.


Presstek اين تكنولوژي را تحت عنوان DI (Direct Imaging ) ثبت كرد.


نمونه پليت
Toray


نمونه پليت خشك
Presstek


رول (
Procesless)



اين محصول براي اولين بار در ماشين يك ورقي هايدلبرگ (
GTO) در نمايشگاه Print سال 1990 در شيكاگو به نمايش در آمد. سپس تكامل بيشتري يافت و در سري ماشين هاي كوئيك مستر DI در دروپاي سال 1995 به نمايش در آمد.



كمپاني پلي كروم گرافيك (
KPG) در سال 1994 جايزه ثبت اختراع پليت نگاتيو حساس به ليزر ir را دريافت كرد كه شبيه پليت (TAN) Toray احتياج به ظهور شيميايي دارد ولي بر خلاف آن فيلم ضد خش سطح پليت را دارانيست.



با اين اختراع دوره تازهاي بنام(
CTWP) Compater to waterless plate ‌آغاز شد.

در سال 1994 همكاري بين دو كمپاني
KBA و Metronic منجر به متحول شدن سيستم مركب دهي شد به نحوي كه هم سيستم آب و هم سيستم مركبدان به شيوه ماشين هاي افست رايج را حذف را حذف نمود. حذف اين دو مورد فقط سهولت در امر چاپ ايجاد نكرد بلكه گام بلندي در جهت حفظ كامل تمام استاندارد ها در پروسه چاپ بود. اين سيستم به نام سيستم Gravuflow به ثبت رسيد كه در آن از يك مركبدان با 2 تيغه دكتر بليد و يك نورد آنيلوكس استفاده شده است.


اين تكنولوژي در ماشين هاي
Genius52-Karat74-Rapida74G و همچنين ماشين رول Cortina (كه همگي متعلق به كمپاني KBA مي باشد) مورد استفاده قرار گرفت.


نظرات در مورد:آب مايه حيات است ، اما نه در چاپ

نام شما:
نظر شما:
افزودن نظر

   

 

 

 

 

 

 

   
            
 
روزنامه رسمی کشور