آذربایجانغربی- تعامل میان ناشران و مولفان در استان آذربایجان غربی نیز مانند بسیاری دیگر از استانها رضایتبخش نیست و گلایههای مولفان از ناشران بسیار است. یکی از این گلایهها، به نقش ناشران در چرخه چاپ کتاب اشاره دارد به نحوی که اغلب مولفان معتقدند که نقش چاپخانهداری ناشران بسیار پررنگتر از نقش سرمایهگذاری آنهاست.
سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – فاطمه صمدزاده: آذربایجان غربی به دلیل بهرهمندی از تاریخ غنی و تنوع فرهنگی، همواره مهد فعالیتهای فرهنگی و ادبی بوده است. این استان شاعران و نویسندگان نامآوری را در دامان خود پرورانده که آثارشان در ادبیات فارسی و ترکی جایگاه ویژهای دارد همچنین در این استان ناشران زیادی در حوزه چاپ کتاب فعالیت میکنند ولی متاسفانه پیوند نامتوازنی بین مولف و ناشر بومی دیده میشود که باعث شده بسیاری از مولفان کتابهای خود را به دست ناشران غیر بومی بسپارند.
سلبیناز رستمی یکی از نویسندگان استان در مورد عدم همکاری نویسندگان و ناشران بومی دلایلی مطرح کرد و به سوالات خبرنگار ایبنا در مورد این آسیب شناسی پاسخ داد.

چه دلایلی باعث عدم همکاری شما با ناشران استانی میشود؟
یکی از دلایل مهم، نبود زیرساختهای حرفهای در برخی از انتشاراتیهای استان است. احساس میشود که برخی از این ناشران نگاه جدی به چرخه نشر ندارند؛ گاهی ناشر، بیشتر چاپخانهدار است تا سرمایهگذار فرهنگی. نبود تیم تخصصی برای ویرایش و طراحی و همچنین فقدان برنامه بازاریابی و توزیع باعث شده تا بسیاری از نویسندگان بومی عطای همکاری را به لقایش ببخشند.
از کیفیت خدمات ناشران استانی مانند ویرایش، طراحی جلد، بازاریابی رضایت ندارید؟ مسائل مالی مانند درصد حقالتألیف، سرعت پرداخت چقدر برای شما اهمیت دارد؟
در بسیاری از موارد خیر. ویرایش اغلب سلیقهای و غیرحرفهایست، طراحی جلد فاقد هویت بصری مناسب است و بازاریابی تقریباً نادیده گرفته میشود. بسیاری از ناشران استانی هنوز به مفهوم «برندسازی کتاب» نرسیدهاند؛ گویا پس از چاپ، مسئولیتشان پایان مییابد، در حالی که تازه نقطه شروع است.
بیتردید هر نویسندهای برای استمرار مسیر حرفهای خود نیاز به انگیزه مالی نیز دارد. گاهی حتی درصدی اندک اما با تعهد واقعی، از وعدههای توخالی شیرینتر است. اگر نویسنده احساس کند که اثرش ارزشگذاری نمیشود و ناشر به راحتی از او عبور میکند، اعتمادش به چرخه نشر از بین میرود.
چگونه با ناشران استانی و ملی ارتباط برقرار میکنید؟ کدام ناشران را برای همکاری ترجیح میدهید و چرا؟
ارتباط با ناشران اغلب از طریق معرفی، حضور در نمایشگاهها، نشستهای فرهنگی یا جستوجوی مستقیم و ارسال رزومه و نمونه اثر صورت میگیرد. در سالهای اخیر، فضای مجازی هم در این زمینه نقش مهمی ایفا کرده است. با این حال، شفاف نبودن فرآیند جذب اثر و فقدان درگاههای ارتباطی مؤثر، گاه نویسنده را بهسوی ناشران پایتخت سوق میدهد.
ناشرانی که به اثر به چشم یک «پروژه فرهنگی» نگاه میکنند نه صرفاً یک کالا، مورد اعتمادتر هستند. ناشری که در فرآیند خلق، پرداخت، بازاریابی و تداوم حیات اثر نقش فعال ایفا میکند، میتواند شریک واقعی نویسنده باشد. ناشری که مشاوره میدهد، برای اثر زمان میگذارد و به دنبال کیفیت است، شایسته همکاری بلندمدت است.
شما به عنوان نویسنده بومی چه انتظاراتی از ناشران استانی برای همکاری با خود دارید؟
برخورد حرفهای و متعهدانه با نویسنده و اثر، وجود تیم ویراستاری، گرافیکی و روابط عمومی قوی، شفافیت در قرارداد، زمانبندی و پرداخت، پیگیری تبلیغاتی پس از چاپ و کمک به توزیع مناسب، ایجاد کانالهای ارتباطی با رسانهها و کتابفروشیهای بومی از جمله انتظارات است و نویسنده بومی اگر حمایت شود، نهتنها نام خودش که نام شهر و استانش را بلندتر میکند.
شما چه خدماتی را برای موفقیت یک اثر لازم میدانید؟
موفقیت یک اثر فقط به نوشتن خوب محدود نمیشود. زنجیرهای از خدمات باید به آن متصل باشد: ویرایش حرفهای که با حفظ سبک نویسنده، اثر را پالوده و قابلاعتماد کند. طراحی جلد و صفحهآرایی باید زیبا و متناسب با محتوای اثر باشد. تبلیغات هدفمند «از فضای مجازی تا رسانههای محلی و ملی» خیلی مهم است و توزیع گسترده و حسابشده، چه در کتابفروشیها و چه در پلتفرمهای آنلاین نیز ضروری بوده و حمایت از نویسنده در نشستهای نقد، رونمایی و جشن امضای کتاب نیز مهم و ویژه است.
تا به حال تجربه همکاری با ناشران استانی را داشتهاید و نتیجه آن چگونه بود؟
بله، تجربه همکاری با ناشران استانی را داشتهام. این تجربه برای من بهمثابه آزمونی بود میان امید و واقعیت و نتیجه، ترکیبی از هر دو بود. در بُعد انسانی، تجربهای مثبت و همراه با احترام بود؛ اما در بخش فنی و اجرایی، با کاستیهایی مواجه شدم؛ از جمله ضعف در ویرایش، طراحی جلد، بهویژه در حوزه توزیع و بازاریابی. اثر منتشر شد، اما آنگونه که باید در معرض دیده شدن قرار نگرفت و چون اغلب ناشران استانی فرآیند روشنی برای پذیرش و بررسی آثار ندارند و اعتمادسازی کافی در نگاه اول صورت نمیگیرد. نبود وبسایت، پاسخگویی کند، یا نبود معرفی شفاف خدمات، نویسنده را دلسرد میکند.
چگونه اثر خود را پس از چاپ در صورت همکاری با ناشر استانی بازاریابی و توزیع میکنید و آیا ناشر استانی در این زمینه کمکی به شما کرده است؟
توزیع و بازاریابی اغلب به دوش نویسنده افتاده است. خودم با استفاده از شبکههای اجتماعی، ارتباطات شخصی، نشستهای فرهنگی و گاهی معرفی در کتابفروشیهای منتخب، تلاش کردهام کتابم را به دست مخاطب برسانم. اما این کار بسیار زمانبر و انرژیبر است. صادقانه باید گفت: نه به اندازهای که انتظار میرفت. گاهی تنها به چند نسخه در دفتر ناشر و یک اطلاعرسانی ساده در صفحه مجازی محدود شده. برنامهای برای تبلیغ، نمایشگاه، یا معرفی رسمی کتاب وجود نداشته است.
دیدگاه شما در مورد نقش نویسندگان بومی در معرفی فرهنگ و هویت منطقه خود چیست و چه پیشنهادی برای بهبود وضعیت نشر در استان و تشویق همکاری نویسندگان بومی با ناشران استانی دارید؟
نویسنده بومی، آینهدار هویت محلی است. او زبان، باور، اسطوره، جغرافیا و تاریخ زادگاهش را با قلم حفظ و بازآفرینی میکند. بدون نویسنده، فرهنگ شفاهی و بومی به فراموشی سپرده میشود. در واقع، نویسندگان بومی میتوانند پاسداران میراث فرهنگی باشند، اگر فرصت و حمایت کافی داشته باشند.
ایجاد خانه نویسندگان و ناشران استان برای تسهیل ارتباطها، ارتقای کیفیت ویرایش و طراحی از طریق جذب نیروی متخصص، شفافسازی قراردادها و احترام به حقوق مؤلف، راهاندازی برنامههای مشترک معرفی کتاب، جشن امضا، نشستهای نقد، حمایت مالی و معنوی از نویسندگان جوان و حضور فعال در نمایشگاههای استانی و ملی کتاب از جمله پپیشنهادات من برای بهتر شدن وضعیت نشر است.
شما دوست دارید با ناشران در شهرهای بزرگ کار کنید یا ناشران استانی؟ دلیل این ترجیح چیست؟
ترجیح، همکاری با ناشری است که حرفهای باشد؛ نه لزوماً بزرگ یا کوچک. اما واقعیت این است که ناشران پایتخت یا مراکز بزرگ، زیرساختهای فنی، شبکه توزیع قوی و سابقهای قابل اتکا دارند. به همین دلیل، بسیاری از نویسندگان برای دیده شدن بیشتر، ترجیح میدهند به ناشران ملی مراجعه کنند؛ حتی اگر دلشان با نشر بومی باشد.

در ادامه این گزارش و به منظور تکمیل منظومه دیدگاهها و بررسی زوایای دیگر این مسئله، پای صحبتهای رضا تقیزاده ابهری، مدیر انتشارات «درنالار» ارومیه نشستیم که در مورد عدم همکاری نویسندگان بومی با ناشران استانی نظرات خود را بیان کرده است.
علت اصلی عدم همکاری نویسندگان بومی با ناشران استانی چیست؟ آیا مشکلات مالی، عدم شناخت کافی از ناشران استانی، یا دلایل دیگری وجود دارد؟
به نظر میرسد کسانی که در استانها، متصدی صدور مجوز چاپ کتاب هستند یا اصلاً با زبان و قواعد دستوری آشنایی ندارند و یا غرضهای شخصی خود را با شخص نویسنده دخیل در صدور مجوز چاپ کتاب داشته و چنان سنگاندازهایی در امر چاپ کتاب ایجاد میکنند که نویسنده تا آخر عمر آرزوی چاپ کتاب نمیکند بنابراین در نویسندگان بومی چنین باوری ایجاد شده که اگر ما کتاب خود را به ناشران تهران و یا قم سفارش دهیم آنها سریعاً مجوز دریافت میکنند ولی شهرستانیها قادر نیستند در استان مجوز چاپ دریافت کنند.
و در این موضوع مشکلات مالی اصلاً مطرح نیست چون مبلغی که ناشران در تهران و یا قم برای مجوز چاپ ۲۰ جلد کتاب دریافت میکنند، حدوداً ۴ برابر پولی است که در استان توسط ناشران محلی اخذ میشود و به همین دلیل به صرفه است که با ناشران محلی همکاری کنند و این موضوع هم از نظر دسترسی و هم مالی باصرفهتر است.
ناشران استانی چه اقداماتی را برای جذب و همکاری با نویسندگان بومی انجام دادهاند؟ آیا فراخوان خاصی برای نویسندگان بومی داشتهاید؟
تا حد امکان سعی میکنند که با نویسنده همکاری تنگاتنگی داشته باشند و حتی هزینهها را هم قسطبندی میکنند و خیلی ساده از نویسنده استقبال هم میکنند و منتشان را هم میکشند ولی نویسنده انتظار دارد کتابی را که نوشته در معرض فروش و یا معرفی قرار گیرد که این امر در استانها اصلاً مقدور نیست.
فراخوان که به کنار، حتی برای نویسندهای که مدتها برای نوشتن کتاب زحمت کشیده، هزینه چاپ و جاری کتاب را به شخصه تقبل کرده و آرزو دارد که در مغازهای دکهای، رادیویی و سالنی برای نیم ساعت کتابش معرفی شود و چنین چیزی مقدور نیست و برای معرفی کتاب یک نویسنده حتی یک سالن خشک و خالی وجود ندارد که ناشر کتابهای منتشر شده را در آنجا معرفی کند و در چنین شرایطی انتظار فراخوان نباید داشت.
چه موانعی در مسیر همکاری بین ناشران استانی و نویسندگان بومی وجود دارد؟ آیا این موانع بیشتر اداری، مالی، یا فرهنگی هستند؟
نویسندهای که از نظر زمانی و مادی هزینه کرده و کتابش را به چاپ رسانده انتظار دارد حداقل ۲۰ جلد از کتابش توسط نهادهای ذیربط خریداری شود تا بلکه قسمتی از هزینهها جبران شده و لااقل ۲۰ جلد از کتابهایش به دست خواننده برسد که متاسفانه چندین سال است که خرید کتاب هم متوقف شده است.
تنگ نظری و دخالت دادن عقاید شخصی و غرضورزی کاملاً عیان بعضی از مسئولان با بعضی فعالان فرهنگی مانع اصلی دلسردی و عدم توجه آنان به موضوعات فرهنگی است.