درحالی که از یکدهه پیش، خطر فعالیت قاچاقچیان کتاب بارها گوشزد شده بود، اینبار اما جدیدترین اثر «یواال نوح هراری» با ترجمه فارسی در میان بساط بساطگستران کتاب خیابان انقلاب دیده میشود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بیش از یکدهه است که رسانهها و فعالان حوزه نشر نسبت به وجود قاچاقچیان کتاب هشدار میدهند؛ گروهی منسجم و هماهنگ که در بازههای زمانی متفاوت با اتخاذ استراتژیهای مختلف، با دزدی از حقوق مادی و معنوی ناشران و نویسندگان، تعادل بازار نشر را بهم ریختهاند.
در این فرایند ضدفرهنگی کتابهای قاچاق که اغلب کپی آثار اصلی و رونویسی کتابهای پُرفروش ناشران هستند، با قیمتهای کمتری در قالب سایتها و فضای مجازی و بساط دستفروشان کتاب به فروش میرسند؛ البته در این ناهنجاری، میتوان مجموعهای از کتابهای ممنوعه را هم دید که به بهانه «بدون سانسور» به فروش میرسند.
در طول سالیان مختلف، استمرار این وضعیت موجب کاهش فروش کتابهای سالم و در نتیجه ضرر مالی ناشران و کتابفروشان شده است؛ این روزها راسته کتاب تهران نیز میزبان حجم گستردهای از کتابهای ممنوعه است که لابهلای بساط دستفروشان به راحتی و بدون هیچ مشکلی عرضه شده است.

اما بهتازگی آخرین اثر یووال نوح هراری، «نکسوس» نویسنده یهودیتبار و شهروند رژیم اسرائیل در فاصله ۱۱ ماه پس از انتشار، با ترجمه فارسی در میان کتابهای قاچاق دیده شده، نویسنده اثر یک ضدمذهب رادیکال است. کتاب جدید او که به بررسی تاریخ شبکههای اطلاعاتی از دوران باستان تا عصر هوش مصنوعی میپردازد. نسخه چاپی این کتاب اگرچه اکنون روی آسفالت خیابانهای پایتخت به راحتی بهفروش میرسد اما با کمی جستجو نسخههای چاپی و الکترونیکی آن نیز با طرح جلد و قطعهای مختلف در اینترنت موجود است.
در این مدت که کتابهای قاچاق، همچون موریانهای موذی، تنه کهنسال صنعت نشر را هدف قرار دادهاند و شیره جان این صنعت را میکشند، ناشران قدیمی و اصیل، سعی میکنند با تکیه بر تیم حرفهای و با تجربهشان به حیات خود ادامه بدهند اما شکلگیری بازار موازی قاچاق، کنار بازار اصلی کتاب، دغدغهای جدی است که حتی فعالیت کتابفروشان را نیز هدف قرار داده است.
رصدهای خبرنگار ایبنا نشان میدهد، به دنبال توسعه فناوری در حوزه چاپ و نشر و رشد روش چاپ براساس تقاضا (POD)، قاچاقچیان، کتابهایی را که مورد نیاز و درخواست مشتریان است را به راحتی در یک بازه زمانی یک تا دو روزه به دست مخاطبان میرسانند، حتی دامنه فعالیت آنها به حدی گسترده و وسیع شده است که هر روز در ساعتهای مشخصی یک وانت به یکی از خیابانهای فرعی خیابان انقلاب میآید و کتابهای سفارشی دستفروشان را به دستشان میرسد!
بعد از اینکه انبارهای قاچاقچیان کتاب در فاصله سالهای ۹۷ تا ۹۸ شناسایی شد، آنها با تغییر خط مسیر فعالیتهای خود به سراغ کارهایی چون فروش در قالب دستفروشان کتاب، فروش در فضای مجازی، فروش کتاب ازسوی فروشندگان جوان در کارخانهها و مراکز اداری و فروش کتاب با کولهپشتی رفتند و این تغییر استراتژی را در اشکال مختلف ادامه میدهند تا مبادا در حلقه تکرار، گیر نکنند.
اواسط دهه ۹۰ در کارگروه صیانت از حقوق ناشران، مولفان و پدیدآورندگان، مبارزه با قاچاق کتاب، سالها ازسوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران پیگیری شد؛ تلاشی که با کشف انبار قاچاقچیان کتاب، اگرچه رشته فعالیت آنها را پنبه کرد اما موجب شد استراتژی خود را تغییر بدهند و به سمت استفاده از چاپ دیجیتال و فضای مجازی حرکت کنند.
نباید فراموش کرد که طی این سالها، پدیده قاچاق کتاب، آسیبهای زیادی به صنعت نشر وارد کرده و ناشران نسبت به سرمایهگذاریهای جدید در این حوزه با احتیاط بیشتری عمل میکنند، کاهش شمارگان کتاب را هم باید به این فهرست اضافه کرد؛ البته الصاق هولوگرام یا برچسب امنیتی به وسیله ناشر بر روی کتابها برای ایجاد تمایز میان کتاب قانونی و قاچاق از دیگر پیشنهادها به شمار میرود.
هرچند افزایش آگاهی مردم، درباره ضررهای قاچاق کتاب و تشویق آنها به خرید کتابهای اصلی و سالم میتواند تا حدودی مؤثر باشد اما در نهایت برخورد جدی با عوامل قاچاق کتاب و اعمال مجازاتهای قانونی برای آنها میتواند از گسترش این پدیده جلوگیری کند.
علاوه براین تغییر معیارهای سنجش برای تایید یا انتخاب ناشر و جواز نشر نیز میتواند مانعی برای افزایش کتابهای بیکیفیت باشد. شاید اگر در پس درخواست صنف ناشران و کتابفروشان برای مقابله با پدیده بساطگستران کتاب، کمی آیندهنگری وجود داشت و شهرداری و سایر دستگاههای موثر، پشتیبان اجرای طرح برخورد با دستفروشان بودند، اکنون چنین آثاری کف خیابانهای انقلاب دیده نمیشد.
اکنون که صنعت نشر بهخصوص در حوزه کتابفروشان، چالشهای متعددی مثل عرضه کتاب با تخفیفهای نامتعارف، فروش در فضای مجازی، فروش قسطی از طریق سکوهای اینترنتی و … را توامان تجربه میکند، باید عزمی جدی برای برخورد با عرضهکنندگان کتابهای ممنوعه و قاچاق وجود داشته باشد تا صنف، بیش از این آسیب نبیند. علاوه براین بهتر است، دستگاههای ناظر هرچهزودتر در اقدامی جمعی در همکاری با نهادهای مختلف، نسبت به این پدیده واکنش نشان دهند، چون دیر اقدام کردن بهتر از هرگز اقدام نکردن است.