در اين مقاله تصميم گرفتيم بهطور اختصار مروري داشته باشيم بر آنچه در اين 20 سال گذشته در بخشهاي كليدي صنعت چاپ رخ داده و روندهايي كه در آينده بيشترين تاثير را بر صنعت چاپ خواهند گذاشت. اين روندها را در چند بخش بررسي ميكنيم:
پيش از چاپ
يكي از مهمترين و ژرفترين تحولاتي كه صنعت چاپ طي 20 سال گذشته تجربه كرده انتقال فايل به شيوه الكترونيك است. در گذشته منشا يك كار چاپي(originator) دستنوشتهها را تحويل ميداد و بعد نمونهها را تحويل ميگرفت. كنترل تمام فرايند پيشازچاپ در اختيار چاپكار بود. با ظهور چاپ روميزي(Desktop Publishing) ، چاپكار اين كنترل را از دست داد. همزمان كامپيوترهاي شخصي(PC) ، نرمافزارهاي همگاني و زبانهاي استاندارد براي توصيف صفحه ارايه شد و در اختيار همگان قرار گرفت. به همين خاطر منشا يا توليدكننده كاري كه بايد چاپ ميشد(Originator) ، توانست كار را تايپ و طراحي كند و براي هر چاپخانهاي كه مايل بود ارسال كند. در گذشته چاپخانهدار، حروف سربي و بعد فيلم را در اختيار داشت. به عبارت ديگر صاحب كار چاپي بود. امروزه صاحب كار چاپي مشتري است.
در گذشته كارهاي چاپي در قالبهاي استاندارد تعريف و تهيه ميشدند و به مراكز چاپي تحويل ميشدند. ديسكتها و ديگر اقلام توسط پيكها و يا خدمات پستي ارسال ميشدند. ولي چاپ امروزه با سيستمهاي ارتباطي(Tele Communication) در هم تنيده شده است. امروز 10 درصد از كل كارهاي چاپي آنهايي هستند كه در يك روز توليد ميشود. پيشبيني ميشود تا 20 سال آينده توليد يك سوم كل كارهاي چاپي از نوع كارهاي يك روزه باشند. اين روند كليه روندهاي ديگررا در صنعت چاپ تحت تاثير قرار خواهد داد. هنگامي كه كار چاپي به فرمت الكترونيكي تبديل شدند، روشهاي چاپ و نشر جديدي امكان ظهور پيدا كردند. رويكردهاي جديد به مديريت و اداره فرآيند كار چاپي نيز سرايت كردند.
در بخش پيشازچاپ، پس از ظهور سيستمهاي نشر روميزي مهمترين تحول تكنولوژيك، حذف فيلم از فرايند چاپ بود.
ظهور دستگاههاي(Computer to Plate) CTP يا كامپيوتر به پليت- كه در آمريكا به آن مستقيم به پليت(Direct to plate) ميگويند- چاپكاران را از فيلم بينياز كرد. با اين حال متخصصان و صاحبنظران برجسته صنعت چاپ از جمله فرانك رومانو استاد انستيتو تكنولوژي روچيستر معتقد است: <تكنولوژي كامپيوتر به پليت تنها نوك كوه يخي است كه به آن گردشكار(Work Flow) ميگويند.
فرمتهاي 3CIP و 4CIP كه استانداردJDF را نيز دربر ميگيرد و اتوماسيون كل فرايند چاپ از طراحي كار تا تحويل به مشتري در قالب يك فرايند يكپارچه بدنه اصلي اين كوه يخي است، سيستم كامپيوتر به پليت تنها يك سطح از سطوح مورد نياز براي اتوماسيون كل فرايند چاپ به شمار ميآمد. امروز ميزان تيراژ كارهاي چاپي كاهش يافته و در عوض تنوع و تعدد كارهاي چاپي افزايش يافته است. ميانگين تيراژ امروز 2000 نسخه است. به همين خاطر به روشهاي كارآمدتري در بخش پيشازچاپ و بازتوليد رنگ نياز است. طي دهههاي 80 و 90 <فيلم> ماده اصلي ساخت و توليد فرم چاپ براي چاپخانهها بود. كليه صفحات در نهايت به فيلم (نگاتيو و پوزيتو) تبديل شده و سپس تصاوير و متون فيلم به پليت منتقل ميشد. براي اين كار انبوه مونتاژكاران <فيلمها> را بريده و آنها را بار ديگر سر هم(assembled) ميكردند. فيلمها معمولا خارج از چاپخانه ظاهر و توليد ميشد. وليCTP بيشتر توسط چاپخانهها بهكار گرفته شد.
به همين خاطر امروزه سفارشدهنده كار چاپي مستقيما با چاپخانه سروكار دارد. طي سالهاي 1993 تا 1998 رشد بازارت CTP دريجي بود و طي سالهاي اخير اين رشد شتاب فزايندهاي گرفته است. امروزهCTP به مرحله بلوغ رسيده و بيشتر چاپخانههاي متوسط و بزرگ آن را به خدمت گرفتهاند.
دو فنآوريCTP
در حال حاضر دو تكنولوژي عمدهCTP وجود دارد. يكي سيستم حرارتي و ديگري نور بنفش. سيستم حرارتي يا ترمال(Thermal) زودتر از سيستم نور بنفش به بازار عرضه شد. در حال حاضر پليتهاي بينياز از دارو بحث داغ صنعت چاپ است. البته اين پليتها به هيچ وجه جديد به شمار نميآيند. پليتهاي بينياز از دارو 15 سال پيش هنگامي كه پرستك اولين پليتستر حرارتي خود را كه با پليتهاي Ablative (زدودني) كار ميكردند به بازار عرضه كرد، متولد شدند. اين پليتها داراي يك لايه بالايي آبدوست(hydrophillic) هستند كه نيروي ليزر، آن را بخار ميكند و سپس لايه چربي دوست (oleophillic) از زير آن بيرون ميزند. در حال حاضر پليتهاي بينياز از دارو تا تيراژ 100 هزار چاپ توليد ميشوند.
پليتهاي حرارتي در ابتدا به راحتي قابل تشخيص بودند. زيرا براي استفاده ابتدا بايد آنها را در دستگاههاي گرمادهنده(Pre-heat-ovens) قرار ميدادند. به همين خاطر اين كورهها همواره در چاپخانههايي كه از پليتهاي حرارتي استفاده ميكردند، وجود داشت. پليتهاي جديد نيازي به اين دستگاهها ندارند و ميتوان مستقيما آنها را ظاهر كرد. كداك، آگفا، فوجي و شركتهاي ريز و درشت ديگر اكنون اين پليتها را ارايه ميكنند. ولي پيشگام در زمينه استفاده از سيستم حرارتي شركت كرئو بوده كه اكنون بخشي از كداك است.
شركت آگفا در سال 2000 اولين پليت نور بنفش را كه از امولسيون هاليد نقره برخوردار بود به بازار عرضه كرد. حساسيت بالاي نقره، استفاده از آن را براي نور بنفش (بين 400 تا 430 نانومتر) مناسب ميكرد. در زماني كه پليتهاي حرارتي كاملا بر بازار سلطه پيدا كرده بود، پليتسترهاي نور بنفش با ديودهاي ليزر ارزان قيمت 5 ميليوات به عنوان يك رقيب جدي براي سيستمهاي حرارتي قد علم كردند. امروزه تنها شركتهاي آگفا، ميتسوبيشي و هايدلبرگ پليتهاي نقره براي استفاده در پليتسترهايي كه از ليزر بنفش 5 ميليواتي برخوردارند، عرضه ميكنند. اين پليتها در حقيقت اولين نسل پليتهاي نور بنفش بودند. پليتهاي نسل دوم با استفاده از ديودهاي ليزر 30 ميليواتي ظاهر ميشوند. پليتسترهاي نور بنفش جديد علاوه بر ظهور پليتهاي نسل دوم قادرند پليتهاي نسل اول را نيز ظاهر كنند.
به نظر ميرسد در آينده استفاده از پليتهاي بي نياز از دارو چه در سيستم حرارتي و چه در سيستم نور بنفش به يك جريان فراگير تبديل شود. در حال حاضر شركتهاي عمده سازنده سيستمهايCTP ، اين نوع پليت و پليتسترهايي راكه ميتوانند اين پليتها را ظاهر كنند، به بازار عرضه ميكنند. توان ليزرها نيز افزايش يافته و در آينده بيشتر افزايش پيدا خواهد كرد. ديودهاي ليزر نور بنفش 60 ميليواتي هماكنون به بازار عرضه شدهاند و در آينده احتمالا ديودهاي قويتر نيز به بازار عرضه خواهند شد.
از سوي ديگر هدهاي ليزر حرارتي از توان بالا (830 نانومتر) برخوردارند. به همين خاطر پليتهاي حرارتي براي تيراژهاي بالا مناسب هستند. زيرا تصوير روي اين پليتها از ثبات بالاتري برخوردار است.
از سوي ديگر ميتوان آنها را سوزاند و براي تيراژهاي بسيار بالا استفاده كرد. گو اينكه ديودهاي ليزر بنفش نيز امروزه از توان خوبي برخوردارند. در هر حال به نظر ميرسد لااقل در آينده نزديك هر دو سيستم طرفداران خود را داشته باشند.
ادامه دارد…
