چاپ رول تجاري
تمام تحولاتي كه ماشين چاپ روزنامه طي كرده، ماشين چاپ رول تجاري نيز تجربه كرده است. با اين حال پيشرفتهايي كه در بخشهاي تكميلي ماشين چاپ رول تجاري بهدست آمده بسيار چشمگير بوده است. مجلهها و نشريات امروزه از انواع تمهيدات تبليغاتي استفاده ميكنند كه از جمله ميتوان به لاييهاي چشمنواز، اضافه كردن نمونههايي از عطرها و ادكلنهاي خوشبو، چسباندنCD به جلد مجله و مواردي از اين دست اشاره كرد.
رول نيمه تجاري
چاپ نيمه تجاري(SemiCommericial) موضوعي است كه طي 20 سال گذشته مورد بحث بوده است. براي اولين بار ايفرا در نشريه خود در سال 1987 اين تكنولوژي را مطرح كرد. بنابراين نميتوان آن را يك پديده مدرن دانست. ولي ضرورتهاي اقتصادي باعث شده تا ناشران روزنامه امروزه بيش از هر زمان ديگر به آن گرايش پيدا كنند. ماشين نيمه تجاري در حقيقت تلاشي است از سوي سازندگان ماشين چاپ رول براي ارتقاي كيفيت چاپ روزنامهها.
مهمترين وجه تمايز اين ماشينها با ماشين چاپ روزنامه، داشتن خشككن(Dryer) است. مجهز بودن به خشككن امكان استفاده از مركبهاي هيتست و كاغذهاي بسيار صيقلي(SC) و سبك پشت و رو گلاسه(LWC) را در ماشين چاپ مهيا ميكند. از سوي ديگر با اين ماشينها ميتوان همزمان چاپ كلدست و هيتست را انجام داد. به همين خاطر به اين ماشينها هيبريد نيز ميگويند. با اضافه كردن خشككن به يكي از برجهاي ماشينهاي روزنامه كلدست نيز ميتوان ماشين روزنامه را به ماشين نيمه تجاري تبديل كرد. يكي ديگر از ويژگيهاي ماشين نيمه تجاري استفاده از دستگاه دوخت مفتولي و سهطرف بر بهطور پيوسته با ماشين است. زيرا براي توليد مجله اين تجهيزات ضروري است.
به نظر ميرسد استفاده از اين ماشينها بهويژه در كشورهايي كه بازار ماشين هيتست توسعه پيدا نكرده هر روز طرفداران بيشتري پيدا ميكند، ولي در هر حال كيفيت چاپ اين ماشينها به خوبي ماشين چاپ رول تجاري نيست.
ميتوان پيشبيني كرد كه ماشين چاپ روزنامه آينده ماشين چاپي است كه ديگر تنها روزنامه چاپ نميكند، بلكه ماشيني است كه همزمان از چندين رول كاغذ و ماژولها و گزينههاي متنوع و متعدد براي چاپ روزنامه، مجله، و لاييهاي مختلف استفاده ميكند.
چاپ ديجيتال
بحث و جدل در مورد چاپ ديجيتال در چند سال اخير بسيار داغ بوده است. خيليها ميگويند چاپ ديجيتال جايگزين چاپ افست خواهد شد. از ديد آنها نسل ماشين چاپ افست به زودي منقرض خواهد شد.
حقيقت آن است كه اين اتفاق به اين زوديها نخواهد افتاد. كيفيت چاپ ديجيتال با اينكه بهطور چشمگيري افزايش يافته، هنوز همسنگ افست نيست. افست همچنان قوانين فيزيكي را به چالش ميخواند. پرسش اين است چه مدت طول خواهد كشيد تا چاپ ديجيتال جايگزين افست شود.
اين پرسش درستي نيست. پرسش اصلي اين است چاپ ديجيتال چرا و چگونه ميتواند جايگزين افست شود.
نكته اصلي در رقابت بين افست و ديجيتال، مزيت تكنولوژيك نيست، بلكه ضرورتهاي اقتصادي و سهمي است كه چاپ در توسعه اجتماعي- اقتصادي جوامع دارد.
با ظهور چاپ ديجيتال انتظارات و توقعات جديدي نيز بروز كرده است. با اين حال آنچه موتور محركه چاپ ديجيتال است، توان اين فرايند چاپي براي پاسخگويي به نيازهاي معين تجاري است.
يكي از بازارهايي كه چاپ ديجيتال توانسته به خوبي در آن نفوذ كند، بروشورها و اقلام تبليغاتي چاپي پستي است كه به آن Direct Mail ميگويند. قبل از فراگير شدن چاپ ديجيتال اين كارها با سيستم افست چاپ ميشد و ميزان پاسخگويي مخاطب و موفقيت آنها حدود 2 درصد بود. استفاده از چاپ ديجيتال و امكانات شخصيسازي باعث شده تا ميزان پاسخگويي افزايش يافته و به 20 تا 70 درصد برسد. البته اين درصد بالا هيچ ربطي به ماشين چاپ ديجيتال نداشته و بلكه اين موفقيت در حقيقت به خاطر يك سيستم خروجي است كه مبتني بر پايگاه دادهها(data base) عمل ميكند.
از زماني كه براي اولين بار در سال 1993 ماشين چاپ ديجيتال در نمايشگاه آيپكس به نمايش درآمد تا كنون تحولات عمدهاي در جهان رخ داده است.
ديجيتالي شدن چاپ به موازات ديجيتالي شدن ديگر تكنولوژيهاي رسانهاي و شيوههاي انتقال پيام رخ داده است. هنگامي كه چاپ ديجيتال براي اولين بار ارايه شد چاپكاران با ترديد به آن نگاه ميكردند ولي امروزه به بخشي جدا نشدني از جهان رسانهاي تبديل شده كه در آن شخصيسازي، اطلاعات بر اساس تقاضا و قدرت انتخاب امري طبيعي است. چاپ ديجيتال اكنون سالهاي پاياني نسل دوم خود را سپري ميكند. اين تكنولوژي اكنون به مرحله بلوغ رسيده و از ثبات لازم برخوردار است. از سوي ديگر كيفيت آن افزايش يافته و توانسته اعتماد چاپكاران را به خود جلب كند. تا چند سال پيش بيشتر ماشينهاي چاپ ديجيتال از نوع الكتروفتوگرافي بودند. اكنون چاپ جوهرافشان نيز به عنوان يك گزينه پرطرفدار در ماشينهاي چاپ ديجيتال مورد استفاده قرار ميگيرد.
اولين شركتهايي كه ماشين چاپ ديجيتال را در اواسط دهه 90 به بازار عرضه كردند، اينديگو و زايكن بودند. هر دو هزينه زيادي براي توسعه تكنولوژيهايي كه تصور ميكردند آينده چاپ را رقم خواهد زد، پرداخت كردند و هر كدام استراتژي خاص خود را براي تسخير بازار چاپ برگزيدند. زايكن با چندين شركت ديگر قراردادهايOEM امضا كرد. آگفا، زيراكس وIBM ، سيستمهاي ورودي اطلاعات(Front End) انحصاري براي موتور چاپ زايكن ارايه كردند.
با اين حال اينديگو به هيچ وجه زير بار قراردادOEM نرفت و تصميم گرفت يك تنه بازار را از آن خود كند. در طول دهه 90 تنها زايكن و اينديگو ماشينهاي چاپ ديجيتال تمام رنگي عرضه ميكردند. نقطه عطف براي تغيير اين روند دروپا 2000 بود.
هايدلبرگ و زيراكس ماشين چاپ ديجيتال خود را در دروپا 2000 عرضه كردند.
آنها به پتانسيل بالاي اين بازار پي برده بودند. با اين حال هايدلبرگ بعدها تصميم گرفت روي بازار خود متمركز شود و توسعه و بازاريابي ماشين ديجيتال را به عهده كداك گذاشت كه 50 درصد در ساخت و ارايه آن سهيم بود.
امروز همه پي بردهاند چاپ ديجيتال تنها يك شيوه چاپي ديگر نيست، بلكه يك فرصت تجاري كاملا جديد است.
تكنولوژي الكتروفتوگرافي
بيشتر ماشينهاي چاپ ديجيتال نوعي از تكنولوژي الكتروفتوگرافي را براي چاپ تصوير بهكار ميگيرند. سيستم الكتروفتوگرافي چند نوع است. با اين حال عملكرد اين تكنولوژيها تابع قوانين يكسان است. يك درام با پوشش رساناي فتوالكتريكي ابتدا باردار شده و سپس ماده رسانا در معرض اشعه نور، ليزر ياLED قرار ميگيرد. جايي كه اشعه به درام برخورد ميكند سطح ماده بار خود را از دست داده و بهصورت يك حامل براي تصوير(image) عمل ميكند.
تونر يا مركب باردار (شارژ شده)، جذب مناطق نوردهي شده درام ميشود.
ماشينهاي چاپ سازندگان مختلف از روشهاي متفاوتي براي انتقال تونر يا مركب به كاغذ (يا سطوح چاپپذير ديگر) استفاده ميكنند. برخي موافق استفاده از يك واسطه براي انتقال تصوير هستند كه به آن لاستيك(blanket) ميگويند. ماشينهاي داكوكالر زيراكس از اين سيستم بهره ميبرند. ماشين چاپ اينديگو و كداك نكسپرس نيز ويژگيهاي الكتروفتوگرافي را با افست براي انتقال تصوير روي كاغذ در هم آميختهاند.
سيستم جوهرافشان
تكنولوژي جوهرافشان هر روزه طرفداران بيشتري پيدا ميكند. رزولوشن اين سيستمها هنوز به خوبي آنچه سيستم الكتروفتوگرافي ميتواند عرضه كند، نيست. ولي در حال بهبود است. در حال حاضر بسياري از ماشينهاي چاپ ديجيتال، جوهرافشان هستند كه ميتوانند با رزولوشن0021*003 dpi چاپ كنند. رزولوشن سيستمهاي الكتروفتوگرافي006*006 dpiاست.
در مقابل، سرعت سيستمهاي جوهرافشان بسيار بالاست به گونهاي كه به نظر نميرسد تكنولوژي الكتروفتوگرافي بتواند به همين سرعتها دست پيدا كند.
البته مساله سرعت در درجه دوم اهميت قرار دارد. كيفيت هنوز در اولويت است. ماشينهاي جوهرافشان براي چاپ متن و فونتهاي ريز در مقايسه با ديگر شيوههاي چاپي با مشكل بيشتري مواجه هستند. زيرا شره كردن مركب باعث ميشود تا لبههاي متن محو شود. در حال حاضر از ماشينهاي چاپ ديجيتال جوهرافشان، بيشتر براي كاربردهاي صنعتي از جمله بستهبندي و همچنين چاپ اوراق اداري و بازرگاني استفاده ميشود. ناشران روزنامه نيز به اين تكنولوژي براي چاپ روزنامه بر اساس تقاضا در نقاط دوردست گرايش پيدا كردهاند.
ماشينهاي چاپ جوهرافشان تصوير را بدون تماس فيزيكي با سطح چاپپذير انتقال ميدهند. به همين خاطر امكان استفاده از انواع مواد در اين سيستم وجود دارد. گو اينكه برخي از ماشينهاي چاپ جوهرافشان نيز از همين انعطاف برخوردار نيستند.
در حال حاضر ماشينهاي چاپ ديجيتال گوناگون براي انواع كاربردها، بودجهها و سازمانها وجود دارد. كاربران و چاپكاران به اين سيستمها اعتماد پيدا كردهاند و از مزاياي آن از جمله چاپ اطلاعات متغير استفاده ميبرند. سازندگان اين ماشين اكنون همه شركتهاي بزرگي هستند كه از موقعيت با ثباتي برخوردارند و با تمام قوا در حال توسعه و بهبود كارآيي ماشينها هستند. در عين حال امروزه توليدات اين ماشين از كيفيت خوبي برخوردارند.
به عبارت ديگر هيچ مانع تكنولوژيكي بر سر راه توسعه سيستمهاي چاپ ديجيتال رنگي وجود ندارد.
ماشينهاي افست ديجيتال(DI)
برخي معتقدند ماشين افست(Direct Imaging) DI را نميتوان ديجيتال به حساب آورد. با اين حال تصميم گرفتيم اين تكنولوژي را در بخش سيستمهاي ديجيتال مورد بررسي قرار دهيم. زيرا سازندگان اصلي اين ماشينها از عبارت ديجيتال براي توصيف تكنولوژيDI استفاده ميكنند.
نيروهاي تاثيرگذار بر صنعت چاپ در حال تغيير و تحول هستند. تقاضا براي چاپ در تيراژ كم و كيفيت بالا افزايش يافته است. از سوي ديگر استفاده بهينه از زمان و توليد و تحويل هر چه سريعتر كار چاپي نيز از ضرورتهاي دنياي پرجنب و جوش امروز است. چاپخانهداران چارهاي ندارند تا به اين نيازها پاسخ دهند. به نظر ميرسد ماشين چاپDI ميتواند يك راهحل ايدهآل براي نيازهاي چاپي قرن 21 باشد. با اين حال اين تكنولوژي هنوز براي كاربردهاي خاص بهكار ميرود و نتوانسته به عنوان يك سيستم فراگير مورد استفاده قرار گيرد.
در حال حاضر تنها 2500 ماشين چاپDI در سراسر جهان نصب شده است. كيفيت چاپ اين ماشينها بالا است. به جز ماشين چاپ كارات 74 بقيه ماشينهايDI فرمت 3 B(يك ورقي) دارند. هايدلبرگ اولين شركتي بود كه ماشينDI را روانه بازار كرد. ولي اكنون از اين تكنولوژي رو برگردانده است. سازندگان ديگر از جمله پرستك، اسكرين و ك.ب.آ به اين تكنولوژي اعتقاد داشته و براي توسعه آن سرمايهگذاري هنگفتي كردهاند.
هنگامي كه اولين ماشينهاي چاپDI روانه بازار شدند، تكنولوژيCTP هنوز دوران نوجواني خود را طي ميكرد. امروزه نسل دوم و حتي سوم هدهاي ليزر به بازار عرضه شده است. تكنولوژي تصويرسازي در ماشينهاي چاپيDI متفاوت است. ولي هدف تصويرسازي با رزولوشن بالا است، تا از اين طريق بتوان از ترامگذاري بهتري استفاده كرد.
بهطور معمول در ماشينهايDI ، از پليتهاي بينياز از دارو و يا افست خشك استفاده ميكنند. هايدلبرگ در ماشين كوئيكمستر از هدهاي پرستك استفاده ميكرد. سريعترين مدل اين سيستم تصويرسازي داراي شش ماژول ليزر است كه ميتواند يك پليت را در كمتر از 5 دقيقه ظاهر كند. امروزه ماشينهايDI ميتوانند رزولوشن 2540dpi ارايه كنند.
ماشينهايDI بازار ويژه خود را خواهند داشت و اين بازار را حفظ خواهند كرد. به نظر ميرسد در آينده اين تكنولوژي طرفداران بيشتري پيدا كند ولي در هر حال از محدوده يك تكنولوژي خاص فراتر نخواهد رفت.
پس از چاپ
مهمترين تحولي كه سيستمهاي تكميلي در حوزه چاپ ورقي تجربه كردهاند، افزايش چشمگير اتوماسيون و سازگاري با فرمت 4CIP است. اين سازگاري باعث شده تا بتوان تنظيمات پيشازچاپ را در همان مرحله پس از چاپ انجام داد. وصل كردن عمليات چاپ به كل فرايند چاپ در چارچوبCIM انجام ميپذيرد. با كامل شدن همگرايي بخشهاي مختلف چاپ كه با ارايهCTP يك گام مهم به جلو برداشت، ليتوگرافي به ماشين خانه و بخش صحافي پيوند داده خواهد شد. به همين خاطر ارايه تعريف مشخصي از اپراتور چاپ مشكل ميشود. در درازمدت خالق يك كار چاپي و خريدار نهايي كار هر چه بيشتر با فرايند توليد چاپ درگير خواهند شد. سيستمهاي پيشازچاپ،CTP ماشينهاي چاپ تمام اتوماتيك با سيستمهاي كنترل ديجيتال و ماشينآلات صحافي و تكميلي، سيستمهاي جوهرافشان، نرمافزار توزيع و پخش كار و نيز چاپگرهاي باركد، همه و همه اجزاي يك سيستم توليد رايانهاي(CIM) خواهند شد.
در زمينه بستهبندي از نظر طراحي، تنوع مواد مصرفي و فرآيندهاي توليد بسته، روندها و فنآوريهاي متنوعي بايد مورد توجه قرار گيرند. . تنها بد نيست به اهميت ليبلهاي هوشمند و ليبلهايRFID اشاره كنيم كه انقلابي در ليبل و در صنعت بستهبندي و نيز مراحل توزيع و انبارداري و مصرف به وجود ميآورد. اين ليبلها فراتر از بستهبندي در همه عرصههاي زندگي كاربرد دارند.
ماهنامه صنعت چاپ
