گروه علمی تخصصی سپی، به نقل از خبرگزاری ایبنا:
کتاب، حافظهی بلندمدت علم؛
وقتی علم دوباره به گذشته برمیگردد
از بتن دو هزارسالهی رومی تا نسخههای نجومی و پزشکی؛ چگونه کتابها دانش علمی بشر را از نسلی به نسل دیگر رساندهاند؟
به گزارش سرویس علم خبرگزاری کتاب ایران ایبنا، وقتی دانشمندان امروز در تلاشاند راز دوام بتن رومی را کشف کنند، بخشی از پاسخ را باید در همان گذشتهای جستوجو کرد که این فناوری در آن شکل گرفت. تمدنها فقط بنا و ابزار از خود به جا نگذاشتهاند؛ آنها دانش خود را در کتابها و نسخهها ثبت کردهاند. بسیاری از این متون امروز دیگر صرفاً اسناد تاریخی نیستند؛ به منابعی برای بازسازی تاریخ علم و گاه الهامبخش پژوهشهای علمی تازه تبدیل شدهاند. کتاب در این معنا، فقط حافظ ادبیات و خاطرهی انسان نیست؛ حافظهی علم است.
یک بتن دو هزارساله و پرسشی دربارهی کتاب
یکی از شگفتیهای فناوری باستان، بتن رومی است؛ مادهای که در برخی سازههای دریایی نزدیک به دو هزار سال در برابر محیط خشن آب دریا دوام آورده است. پژوهشگران مدتها تلاش کردهاند بفهمند رومیها چگونه مادهای ساخته بودند که در بعضی شرایط، برخلاف بتنهای امروزی، با گذشت زمان توانایی حفظ انسجام و حتی ترمیم برخی ترکها را داشته است.
کتاب Building for Eternity: The History and Technology of Roman Concrete Engineering in the Sea که پژوهشگران و متخصصانی چون C. J. Brandon، Robert L. Hohlfelder، Marie D. Jackson و John Peter Oleson در آن مشارکت داشتهاند، دقیقاً به همین مسئله میپردازد. این کتاب با کنار هم گذاشتن دادههای ادبی، باستانشناختی، آزمایشگاهی و تحلیلی، فناوری بتن دریایی روم را بررسی میکند. پژوهشگران در این مطالعه حتی منابع ادبی یونانی و لاتینی دربارهی بتن دریایی، مواد اولیه، ابزارها و روشهای ساخت را گردآوری و ترجمه کردهاند.
در واقع، برای فهم یک فناوری باستانی، فقط بررسی دیوارها و بقایای سازهها کافی نیست؛ گاهی باید کتابها را نیز خواند.
این نکته ما را به نقش مهمتر کتاب در تاریخ علم میرساند: بسیاری از فناوریهایی که امروز در اختیار ما نیستند، دستکم بخشی از دانش خود را در قالب متن به جا گذاشتهاند.
ویتروویوس؛ مهندسی که دو هزار سال پیش نوشت
یکی از مهمترین نمونهها ویتروویوس است؛ معمار و مهندس رومی که در قرن اول پیش از میلاد De Architectura یا «دربارهی معماری» را نوشت. ویتروویوس دربارهی مصالح، روشهای ساخت، آب، ماشینها، شهرسازی، سازهها و بسیاری از جنبههای فنی معماری نوشته است.
امروز وقتی پژوهشگران دربارهی فناوری مواد در روم باستان تحقیق میکنند، این متن یکی از منابع مهم آنهاست. یک مطالعه دربارهی «علم مواد در روم باستان» مشخصاً De Architectura و Naturalis Historia پلینی را بهعنوان دو منبع مکتوب مهم برای بازسازی دانش مواد در روم باستان بررسی میکند؛ از بتن و پوششها گرفته تا مواد شیشهای و ساختارهای کلوئیدی.
البته خواندن چنین متونی به معنای پذیرفتن بیچونوچرای تمام مطالب آنها نیست. علم مدرن با آزمایش، اندازهگیری و بازآزمایی، ادعاهای منابع تاریخی را بررسی میکند. این تفاوت بسیار مهم است: کتاب قدیمی الزاماً پاسخ علمی امروز نیست؛ اما میتواند سرنخی برای پرسیدن یک سؤال علمی تازه باشد.
پلینی؛ دانشنامهای که آزمایشگاه امروز دوباره آن را میخواند
در قرن نخست میلادی، پلینی بزرگ در Naturalis Historia تلاش کرد دانستههای گستردهای دربارهی طبیعت و جهان پیرامون را در یک مجموعهی عظیم گردآوری کند.
کتاب او از نظر معیارهای امروز یک دانشنامهی علمی مدرن محسوب نمیشود و بسیاری از مطالب آن نیازمند بررسی و نقد هستند. اما اهمیت آن برای تاریخ علم در چیز دیگری است: پلینی اطلاعاتی دربارهی مواد، گیاهان، جانوران، زمین، فلزات، سنگها و فناوریهای زمان خود ثبت کرده است.
به همین دلیل این کتاب هنوز برای پژوهشگران ارزش دارد. وقتی متن پلینی در کنار یافتههای باستانشناسی و روشهای علمی جدید قرار میگیرد، میتواند به بازسازی بخشی از دانش فنی و طبیعی جهان روم کمک کند. پژوهشهای جدید دربارهی علم مواد در روم نیز دقیقاً از این دو منبع، یعنی ویتروویوس و پلینی، برای بازخوانی دانش مواد باستانی استفاده کردهاند. اینجاست که کتاب از یک شیء تاریخی به دادهی علمی تاریخی تبدیل میشود.
دانش چگونه از کتابی به کتاب دیگر سفر میکند؟
تاریخ علم تاریخ کشفهای بزرگ نیست؛ تاریخ انتقال دانش نیز هست. یک ایده ممکن است در رسالهای نوشته شود، در نسخهای دیگر کپی شود، توسط دانشمندی شرح داده شود، به زبان دیگری ترجمه شود و قرنها بعد دوباره در اختیار پژوهشگری قرار گیرد. این زنجیره بهخصوص در تاریخ نجوم بسیار روشن است.
دانشمندان جهان اسلام در دورههای مختلف، آثار نجومی پیشین را مطالعه، ترجمه، نقد و اصلاح کردند. پژوهشهای جدید دربارهی تاریخ نجوم اسلامی نشان میدهد که این سنت در طول قرنها به توسعهی ابزارهای رصدی، ثبت آسمان و اصلاح نظریههای نجومی کمک کرد و بخشی از این دانش بعدها بر سنت علمی اروپا نیز اثر گذاشت. بنابراین کتاب در عین اینکه «محل نگهداری» یک کشف است میتواند زنجیرهی انتقال کشف باشد.
از کتابخانه تا آزمایشگاه
یک نسخهی قدیمی ممکن است برای تاریخدان فقط یک سند باشد؛ اما برای یک دانشمند میتواند مجموعهای از اطلاعات قابل بررسی در خود داشته باشد. مثلاً یک دستور قدیمی دربارهی ساخت مادهای خاص، توضیحی دربارهی یک روش درمانی، توصیفی از یک پدیدهی نجومی یا شیوهای برای ساخت یک ابزار میتواند امروز با روشهای جدید دوباره بررسی شود. در چنین شرایطی مسیر دانش معکوس میشود: کتاب، پرسش علمی، آزمایش و کشف تازه.
داستان بتن رومی نمونهی خوبی از همین رابطه است. پژوهش دربارهی بتن دریایی روم سازههای باقیمانده را بررسی کرده و منابع مکتوب باستانی را نیز کنار دادههای آزمایشگاهی و باستانشناختی قرار داده است. پژوهشگران نشان دادهاند که مطالعهی این متون در کنار شواهد مادی میتواند اطلاعات مهمی دربارهی دانش عملی سازندگان رومی فراهم کند.
در سالهای اخیر نیز پژوهش دربارهی بتن رومی حتی به شواهد باستانشناختی تازهای دربارهی روش اختلاط آهک و خاکستر آتشفشانی رسیده و این یافتهها به فرضیههایی دربارهی قابلیت ترمیم بتن کمک کردهاند. پس آنچه در یک متن دو هزارساله نوشته شده، ممکن است سالها یا قرنها بعد به یک سؤال آزمایشگاهی تبدیل شود.
نسخههای خطی از گذشته عبور میکنند
در تاریخ پزشکی، نجوم، ریاضیات، کشاورزی و جغرافیا نیز نسخهها و کتابهای قدیمی بخشی از حافظهی علمی بشر را تشکیل دادهاند. نسخههای نجومی، برای مثال، فقط روایتهایی دربارهی آسمان نیستند؛ میتوانند اطلاعاتی دربارهی شیوههای محاسبه، ابزارهای رصدی، موقعیت اجرام آسمانی و روشهای ثبت دادهها در اختیار پژوهشگران قرار دهند.
حتی امروز نیز نسخههای خطی به موضوع همکاری میان علوم انسانی و علوم طبیعی تبدیل شدهاند. در برخی پروژهها، دانشمندان از روشهای شیمیایی و زیستی برای مطالعهی خودِ مواد تشکیلدهندهی نسخههای تاریخی استفاده میکنند؛ برای مثال، تحلیل پروتئینها میتواند دربارهی پوست حیوانی بهکاررفته در ساخت یک نسخه، منشأ احتمالی آن و حتی شیوهی تولیدش اطلاعات تازهای ارائه کند. یعنی گاهی علم فقط محتوای کتاب را نمیخواند؛ خود کتاب را نیز بهعنوان یک مادهی علمی مطالعه میکند.
کتاب؛ فناوری انتقال دانش
شاید بتوان گفت یکی از بزرگترین فناوریهای بشر برای مقابله با فراموشی، خودِ نوشتن بوده است. تجربهی انسان بدون ثبت مکتوب، به حافظهی افراد و انتقال شفاهی وابسته میماند. اما نوشتن اجازه میدهد یک مشاهده، محاسبه، دستور ساخت یا نظریه از عمر صاحب آن بسیار بیشتر دوام بیاورد. کتاب این امکان را به شکلی گستردهتر فراهم کرد. دانشمندی میتواند چیزی را ثبت کند که چند قرن بعد، دانشمند دیگری آن را بخواند، نقد کند و تغییر دهد. به این ترتیب، علم فقط با کشف پیش نمیرود؛ با ثبت و انتقال نیز پیش میرود. بنابراین تاریخ علم و تاریخ کتاب را نمیتوان کاملاً از یکدیگر جدا کرد.
اما آیا گذشته همیشه درست میگفت؟
پاسخ به این پرسش منفی است. و این نکته برای فهم رابطهی علم و کتابهای قدیمی ضروری است. متون گذشته ترکیبی از مشاهدهی دقیق، تجربهی عملی، نظریه، باورهای زمانه و گاهی خطا هستند. ارزش آنها در این نیست که همهی پاسخهای امروز را از پیش در اختیار داشتهاند. ارزش آنها در این است که ردپای تلاش انسان برای فهم جهان را حفظ کردهاند. دانش امروز میتواند از این ردپا استفاده کند؛ اما باید آن را آزمایش کند. به همین دلیل بازگشت علم به کتابهای قدیمی به معنای بازگشت به گذشته نیست. اتفاقاً برعکس است: علم به گذشته برمیگردد تا سؤال تازهای برای آینده پیدا کند.
از قفسههای کتابخانه تا آیندهی فناوری
این نگاه، معنای کتابخانه را نیز تغییر میدهد. کتابخانه فقط جایی نیست که در آن کتابهای قدیمی از نابودی حفظ میشوند. کتابخانه میتواند محل نگهداری دادههایی باشد که هنوز پرسش علمی مناسب برای آنها پیدا نشده است. ممکن است نسخهای قرنها روی قفسه بماند و در زمان خود اهمیت چندانی نداشته باشد؛ سپس یک فناوری جدید، یک روش آزمایشگاهی یا یک سؤال علمی تازه باعث شود پژوهشگران دوباره آن را باز کنند. همان اتفاقی که برای بسیاری از فناوریهای باستانی افتاده است.
رومیها بتن ساختند و سازههایشان باقی ماند. ویتروویوس دربارهی معماری و مصالح نوشت. پلینی دربارهی مواد و طبیعت ثبت کرد. دانشمندان دورههای بعد این نوشتهها را خواندند، ترجمه کردند، نقد کردند و گاهی از آنها عبور کردند. امروز نیز پژوهشگران دوباره به سراغ همان ردپاها میروند. در این چرخه، کتاب چیزی بیشتر از یک محصول فرهنگی است.
کتاب، حافظهی بلندمدت علم است
شاید یکی از دلایل اهمیت کتاب در جهان امروز دقیقاً همین باشد: در دورهای که اطلاعات با سرعتی بیسابقه تولید و مصرف میشود، کتاب به ما یادآوری میکند که دانش فقط چیزی نیست که امروز کشف میکنیم؛ چیزی است که باید بتوانیم آن را برای فردا حفظ کنیم. گاهی پاسخ یک مسئلهی تازه در یک آزمایشگاه ساخته نمیشود. گاهی نخستین سرنخ آن، قرنهاست که در کتابخانه منتظر خوانده شدن است.





