گلستان- تکنرخی شدن قیمت ارز با هدف شفافیت اقتصادی، صنعت نشر را نیز به خصوص برای ناشران استانی با چالشهایی تازه روبهرو کرده است؛ مسائلی چون افزایش ساعتی هزینهها که آنها را بین دو راهی بالا بردن قیمت یا کاهش تیراژ کتاب قرار داده و سرنوشت نشر در استان و تصمیمگیری برای آینده و بقا را در هالهای از ابهام فرو برده است.
سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) – سید حسن حسینینژاد: سیاستهای ارزی در کشورمان همواره یکی از متغیرهای تعیینکننده در معادلات اقتصادی بوده است؛ متغیری که آثار آن نهتنها در بازارهای کلان همچون صنعت، تجارت و سرمایهگذاری، بلکه در حوزههای فرهنگی نیز بهصورت ملموس قابل مشاهده است.
یکی از مهمترین تحولات سالهای اخیر تا به امروز در این عرصه، حرکت بهسوی «تکنرخی شدن ارز» و حذف نظام چندنرخی بود؛ تصمیمی که با هدف کاهش رانت، افزایش شفافیت اقتصادی و ساماندهی بازار ارز اتخاذ شد و در دولت چهاردهم چند وقتی است به مرحله اجرا رسیده است.
در نظام چندنرخی، تخصیص ارز ترجیحی به برخی کالاها و خدمات، اگرچه در ظاهر با هدف حمایت از مصرفکننده صورت میگرفت، اما در عمل پیامدهایی چون ایجاد رانت، بیثباتی در برنامهریزی اقتصادی، نابرابری در دسترسی به منابع و اختلال در رقابت را به همراه داشت.
حوزه فرهنگ و بهویژه صنعت نشر نیز از این قاعده مستثنا نبود. ناشران برای تأمین کاغذ، زینک، مرکب و سایر ملزومات چاپ که بخش قابلتوجهی از آن وابسته به واردات است، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر سیاستهای ارزی قرار داشتند.
با اجرای سیاست تکنرخی شدن ارز، ساختار هزینهای بسیاری از صنایع دستخوش تغییر و صنعت نشر نیز با واقعیتی تازه روبهرو شد؛ واقعیتی که هم میتواند فرصتهایی برای شفافیت و رقابت عادلانهتر ایجاد کند و هم چالشهایی جدی در زمینه افزایش قیمت تمامشده کتاب، کاهش تیراژ، افت قدرت خرید مخاطبان و محدودیت سرمایه در گردش ناشران به همراه داشته باشد.
در این میان، وضعیت ناشران، خصوصا ناشران استانی اهمیت دوچندان پیدا میکند. ناشرانی که پیش از این نیز با مشکلاتی همچون ضعف شبکه توزیع و پخش در سطح ملی، محدودیت در بازاریابی، تمرکز بازار کتاب در پایتخت، کمبود نقدینگی و سپردن آثار نویسندگان بومی به ناشران بزرگ خارج از استان دستوپنجه نرم میکردند، اکنون باید خود را با شرایط جدید ارزی نیز تطبیق دهند.
در این گزارش تلاش شده است با نگاهی تحلیلی به پیامدهای تکنرخی شدن ارز بر صنعت نشر، بهویژه در سطح استان، دیدگاهها و تجربههای عینی چند تن از ناشران استان گلستان بررسی شود؛ ناشرانی که در بستر محدودیتها سالها فعالیت کردهاند و اکنون روایت آنان میتواند تصویری روشنتر از واقعیتهای میدانی این تحول اقتصادی ارائه دهد.
ساعتی شدن قیمت چاپخانهها
علی بایزیدی، نویسنده، پژوهشگر و مدیر انتشارات نوپای استارباد که با انرژی مضاعف و با تجربه در انتشار فصلنامهای با همین نام، قدم در حوزه چاپ و نشر کتاب گذاشته است، گفت: با حذف ارز ترجیحی، اگرچه به نوعی شفافیت ارزی افزایش یافت، اما برای ما ناشران منجر به افزایش ناگهانی هزینه تولید کتاب شد. شاید برای ناشران بزرگ با سرمایه در گردش بالا، امکان تعدیل قیمت و مدیریت نقدینگی وجود داشته باشد؛ اما برای ما ناشران کوچک و استانی که تیراژ پایینتر و حاشیه سود محدودتری داریم، فشار مضاعفی را به وجود آورده است.
بایزیدی ادامه داد: الان با موضوع ساعتی شدن قیمت چاپخانهها روبهرو هستیم؛ به این شکل که با چاپخانه برای چاپ کتاب مشتری تماس میگیریم و تا با مشتری برای واریز هماهنگ کنیم و پول دریافت کنیم و بخواهیم به حساب چاپخانه واریز کنیم، یک مرتبه چاپخانه قیمت جدیدی میدهد و این وسط قانع کردن مشتری که قیمت عوض شده و باید مبلغ بیشتری پرداخت کند کار را برای ما دشوار کرده است.
وی سپس گفت: از نظر تئوریک، حذف نظام چندنرخی میتواند به رقابت سالمتر کمک کند، زیرا دسترسی نابرابر به منابع ارزی کاهش مییابد. اما در عمل، عدالت تنها در صورتی محقق میشود که سایر زیرساختهای بازار نیز اصلاح شوند.
بایزیدی افزود: در صنعت نشر ایران، تمرکز شبکه توزیع، نمایشگاهها، رسانههای تخصصی و بازار فروش در تهران باعث شده حتی با حذف رانت ارزی، مزیت ساختاری ناشران پایتختنشین حفظ شود. بنابراین تکنرخی شدن ارز بهتنهایی نتوانسته شکاف مرکز ـ استان را کاهش دهد، بلکه در برخی موارد به دلیل افزایش هزینهها، فشار بیشتری بر ناشران شهرستانی وارد کرده است.
با این وضعیت نمیتوانم کتاب چاپ کنم
سید علی کریمیان، نویسنده و مدیر انتشارات اهل دل در گنبدکاووس نیز که در کنار قلم زدن، با اجرای برنامههای متعدد فرهنگی، دستی نیز در تبلیغ و ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی نیز دارد نیز تاثیر تک نرخی شدن ارز در بازار کتاب را شوکه کننده عنوان کرد و گفت: برای ناشری چون ما که جنبه فرهنگ سازی و رونق کتاب و کتابخوانی در اولویت است، این اقدام منجر شده که دیگر نتوانیم کتاب چاپ کنیم.
وی با اشاره به اینکه حوزه کتاب و کتابخوانی در کنار کم توجهی به فرهنگ مطالعه در جامعه با فهرست پرشماری از مشکلات و چالشها از دیرباز روبه رو بوده و دست و پنجه نرم میکرده است، افزود: موضوع حذف ارز ترجیحی، چالش جدید و بسیار با تاثیر پر رنگ و ملموس این روزهای ما ناشران و فعالان حوزه کتاب است و در صورت تداوم نمیتوان به زنده ماندن این حوزه چندان امیدوار بود.
کاهش تیراژ و چند چالش تازه
میلاد نوروزی، مدیر انتشارات نوروزی و از ناشران فعال و دغدغهمند در این عرصه نیز باورر دارد: افزایش نرخ مؤثر ارز مستقیماً قیمت مواد اولیه را بالا برد و این افزایش به قیمت پشت جلد منتقل شد. آن هم در شرایطی که درآمد خانوارها همزمان رشد متناسبی ندارد و متاسفانه کتاب بیش از پیش به کالایی کاملاً لوکس تبدیل شده است.
وی افزود: نتیجه طبیعی ادامه روند بازار ارز تک نرخی در صورت عدم نظارت به بازار و حمایت از حوزه کتاب، بدون شک کاهش تیراژ، حذف کتاب از سبد فرهنگی خانوادهها، افزایش چاپهای محدود و کاهش ریسکپذیری ناشران در انتخاب آثار جدید را به عنوان چند نمونه به همراه خواهد داشت که این وضعیت بهویژه برای آثار نویسندگان و ناشران بومی یا کتابهای تخصصی با بازار محدود، چالشبرانگیزتر است.
نوروزی به برخی از مسائلی که برای او از زمان تک نرخی شدن قیمت ارز به وجود آمده است، اشاره کرد و گفت: به شخصه تمایل به افزایش حقوق کارکنان و کارگران انتشارات را دارم اما این شرایط کار را برایمان دشوار کرده است.
وی افزود: از طرفی نویسندگان به خاطر گران شدن قیمت تمام شده، تیراژ کتابشان را کاهش دادهاند که این مسئله خود به تنهایی بحث مفصلی را میطلبد.
مدیر انتشارات نوروزی ادامه داد: تاثیر حذف ارز تنها به چاپ کتاب خلاصه نمیشود، مثلاً ما برای افزایش کیفیت کارمان تمایل به بروز کردن سیستمهای کامپیوتری و ارتقا تجهیزاتمان داریم اما بالا رفتن قیمت لوازم، مانعی دیگر در مسیر کارمان شده است.
ناشران در مسیر انتخابهای دشوار
سیدمهدی جلیلی سنزیقی، شاعر، ویراستار و منتقد ادبی و مدیر انتشارات نوپای کندوک نیز که از زمان آغاز به کارش در حوزه نشر بیشتر نگاه حمایتی از نویسندگان بومی را در اولویت داشته تا نگاه صرف تجاری، گفت: در حال حاضر اثرات تک نرخی شدن ارز را لااقل تا جا افتادن و ساماندهی و رفع نواقص و افزایش نظارت ها و … به نظر تا اطلاع ثانوی در شئون مختلف زندگی را شاهدیم؛ اما چیزی که پیش از پرداختن به موضوع تک نرخی شدن لازم است به آن اشاره کنم، مسئله آسیب پذیری ناشران استانی است.
وی افزود: ناشران استانی پیش از تکنرخی شدن ارز نیز با مشکلات ساختاری از جمله ضعف شبکه پخش ملی، هزینه بالای ارسال و لجستیک، دسترسی محدود به بازار کتابفروشیهای بزرگ، تمرکز رسانهای و تبلیغاتی در تهران و سپرده شدن آثار نویسندگان مطرح و حتی غیر مطرح بومی به ناشران مطرح خارج از استان مواجه بودند.
جلیلی ادامه داد: با افزایش هزینه تولید با افزایش تورم و حالا تک نرخی زدن قیمت ارز، ناشران با دو انتخاب دشوار مواجه هستند. یکی اینکه یا قیمت را افزایش دهند و ریسک فروش پایین را بپذیرند، یا تیراژ را کاهش دهند و از صرفه اقتصادی فاصله بگیرند که انتخاب یکی از این دو راه فعلاً یکی از دغدغههای اینروزهای ناشران شده است.
وی سپس با اشاره به اینکه موضوع تکنرخی شدن ارز در کنار چالشهایی که به وجود آورده از نگاه برخی فعالان این عرصه فرصت هم ایجاد کرده است، گفت: در کنار چالشها، برخی فرصتها نیز قابل شناسایی است که به نظرم ضرورت دارد که از کنار آن به سادگی نگذریم؛ مثلاً کاهش رانت و واسطهگری در توزیع کاغذ، شفافتر شدن هزینهها و امکان برنامهریزی واقعبینانهتر، حرکت تدریجی به سمت مدیریت حرفهایتر، چاپ بر اساس تقاضا و کاهش اتلاف منابع و تقویت ضرورت فروش آنلاین و بازاریابی دیجیتال میتواند سویه مثبت ماجرا باشد که تا ملموس شدنش برای من ناشر بومی فعلا راه زیاد داریم.
جلیلی ادامه داد: حتی برخی از همکارانم معتقدند حذف ارز ترجیحی باعث شد وابستگی به حمایتهای مقطعی کاهش یافته و توجه بیشتری به بهرهوری و مدلهای نوین کسبوکار معطوف شود که این موضوع خود بحث مفصلی را میطلبد که به نظر میرسد ضروری است برای این موضوع نشستهای کارشناسی شکل بگیرد.
به گزارش ایبنا، با جمعبندی نظرات مطرح شده و جستوجو در برخی اظهارنظرهای کارشناسی مطرح شده در چند وقت اخیر، تکنرخی شدن ارز در صنعت نشر را نمیتوان صرفاً مثبت یا منفی ارزیابی کرد. این سیاست از منظر اقتصادی، گامی در مسیر شفافیت و حذف رانت بوده است؛ اما در غیاب اصلاحات ساختاری در حوزه توزیع، تأمین مالی، حمایت از ناشران کوچک و تقویت قدرت خرید فرهنگی جامعه، فشار آن بیشتر بر دوش بازیگران ضعیفتر بازار ــ بهویژه ناشران استانی ــ قرار گرفته است.
به بیان دیگر، تکنرخی شدن ارز اگرچه یک اصلاح در سطح سیاست کلان اقتصادی محسوب میشود، اما برای آنکه به توسعه متوازن فرهنگی بینجامد، نیازمند بستهای از سیاستهای تکمیلی در حوزه فرهنگ و نشر است؛ در غیر این صورت، خطر تعمیق شکاف مرکز و پیرامون در صنعت کتاب همچنان پابرجا خواهد ماند.

