غريزه جمعگرايي يا ميل به همرنگ شدن با جماعت، يك نيروي ازلي است. ما انسانها بيشتر در معرض غرايز هستيم، هر چند كه قدرت خرد و ارزيابي هم داريم.
آيا اين غريزه اجتماعي است كه سازندگان و چاپكاران را به بخش بستهبندي به جايي كه پول هست، ميكشاند؟ پاسخ اين پرسش چيزي جز بله نيست.
براي مثال چرا هايدلبرگ طي چهار يا پنج سال گذشته بيش از يك ميليارد يورو در زمينه طيفي از ماشينهاي چاپ كه در زمينه بستهبندي موثرند، سرمايهگذاري كرد؟
غريزه ابتدا حالت فردي دارد و به همين خاطر است كه حالا مانرولند و ك.ب.آ و كوموري و هايدلبرگ همگي به دنبال سرمايهگذاري در زمينه يكساني هستند كه پاسخي است به يك بازار پرسود. به همين خاطر چاپ بستهبندي براي آنها هم مهم شده است.
اما مرا ببخشيد، آيا من در مسير ديگري حركت ميكنم؟ آيا شما صبحانه بيشتري نسبت به آنچه در بسته برايتان گذاشتهاند، ميخوريد؟ به عبارت ديگر، آيا مصرف شما رو به افزايش است؟ به ديگر سخن آيا قرار است ضايعات بيشتري به خاطر مصرف بيشتر مواد غذايي بستهبندي شده توليد كنيد؟
البته ممكن است پاسخ شما مثبت نباشد.
تمام شاخصهاي اقتصادي در اقتصادهاي رو به توسعه حاكي از ضرورت هدر ندادن منابع است و در واقع اين <مصرف بيدليل است كه خواستن وحشتناك را دامن ميزند.>
كاربرد واژه تعجيل براي اين مورد ممكن است كمي زيادهروي باشد، ولي به هر حال اگر علامت در مسير باشد، قابل رويت و خواندن است. به هر حال تغيير و دگرگوني، چندين گونه دارد و هميشه دو نيرو دستاندركار تغييرات هستند كه چاپكاران بايد آنها را به خصوص وقتي ميخواهند در زمينه تكنولوژي سرمايهگذاري كنند، در نظر بگيرند.
يكي از اين موارد، خود تكنولوژيهاي چاپي است. (ديجيتال، سنتي، يووي، فلكسو و غيره) و اينكه چگونه عمل ميكنند.
عامل دوم كه مهمتر است و چاپكاران بايد آن را در نظر بگيرند، بهاي انرژي و مواد خام است، چرا كه جهان درگير تغييرات مهم در اين زمينههاست.
مرور سريع تكنولوژيهاي چاپ ضروري است. همه ماشينهاي افست كه اكنون براي بستهبندي به بازار ميآيند، نسبت به سالهاي پيش، به خاطر كاهش استفاده از الكل و نيز به خاطر تغييرات به وجود آمده در عرصه مركب، نسبت به مصرف انرژي حساستر هستند.
كاربرد مركب يووي و استفاده ازLED به جاي لامپهاي سنتي هم در بازار رو به گسترش است. افزون بر اين، كاربرد تكنولوژي مركب هيبريد هم گسترش يافته است.
قدرت كار در زمينه تيراژهاي پايين و تغيير سريع خط توليد هم به يك واقعيت پذيرفته شده تبديل شده است. اما مزيت استفاده از چاپ سريعتر كماكان به بازار وابسته است و اينكه درخواستها در اين زمينه، به همين صورت باقي بماند.
چاپكاري كه ماشيني سه يا چهارساله دارد بايد متوجه اين نكته باشد كه ماشين او چقدر قابليت همگرايي با مشتري دارد و در اين زمينه به مواردي نظير فايلهاي پيشپروازي شدهPDF ، يا هر نوع گردش JDF توجه داشته باشد.
سيستمهايPrinect هايدلبرگ،EskoArtwork ياApogee suite آگفا همه امكان همگرايي را از طراحي اوليه يك طرح تا دريافت محصول در نظر گرفتهاند.
امروز به طرز بيسابقهاي امكان در تطبيق با نيازهاي مشتري از طراحي تا بستهبندي يا امكان بازيافت در فرايندهاي توليد لحاظ ميشود و همين موارد است كه امكان تطبيق با شرايط را براي چاپكاران فراهم آورده است و بايد گفت اين امكان تطبيق بيشتر از سرعت و فرآوري نقش دارد و به ايجاد مدلهاي جديد به مثابه انگيزه اصلي براي سرمايهگذاري انجاميده است.
يك ماشين 6 رنگ رولند 700 يا يك راپيداي 106 كه به امكان سيلندر اتوماتيك مجهز هستند ميتواند در عرض چند دقيقه به تغيير كار بينجامند و اين چيزي جزقدرت كنترل نيست. تكنولوژيهاي جديد ترامگذاري به سازندگان مركب فرصت دادهاند تا مركبهايي بسازند كه هر نوع رنگ پانتوني با يك پايه 6 رنگ، باز توليد شود. اگرچه در اين زمينه پانتون هگزاكروم پيشتاز بود، ولي اكنون رقباي برتر و قويتري هم در صحنه حاضر شدهاند.
بنابراين يكي ديگر از موارد مهم كه بايد در سرمايهگذاري مورد توجه باشد، همين قدرت همگرايي در تجميع همه امكانات است. مثلا سرمايهگذاري در زمينه ديجيتال را در نظر بگيريد، خواه چاپ ديجيتال يا اينكجت وايدفرمت يا حتي فلكسو و يا حتي تخصص در چاپ مقوا و ليبلهاي پشت چسبدار همه ممكن است با اتكا به نگاه همگرايانه سرشار از فرصت باشند.
يا براي مثال تخصص در كار مقوا و چاپ در نقطه خريد ممكن است در قياس با داشتن يك مشتري ثابت، پرسودتر باشد، چرا كه در نقطه فروش ممكن است مشترياني باشند كه نيازهاي متفاوتي داشته باشند. در مكانهايي مثل امارات، چاپ پرتيراژ ممكن است مثل اروپا جواب ندهد و ديدگاههاي عملگرايانهتري مورد نياز باشد. هر چند كه در اينجا حجم سرمايه بالاتر است و ممكن است سرمايهگذاري يك ميليون دلاري در عرصه چاپ رول ديجيتال مثل زايكن يا آگفا داتريكس جواب دهد.
بستهبندي قابل انعطاف براي محصولات خشك نظير قهوه، برنج و پاستا در اقتصادهاي خرد بيشتر طرف توجه هستند و يك ماشين چاپ افست ورقي نيز ميتواند به عنوان مكمل عمل كند.
چنين ماشينهايي امروز آنچنان اتوماتيك شدهاند كه فقط به چند اپراتور آموزش ديده نياز دارند. نصابهاي اروپايي هم در اين زمينه كارهايشان را با سهولت در نصب ماشينها انجام ميدهند.
اما چاپكاران افست فراموش ميكنند كه كارشان پول درآوردن است، نه تنها انجام كار. افزون بر اين بايد گفت براي افست ورقي، يك همكار مثل فلكسو هم مورد نياز است.
دستگاههاي چاپ ديجيتال رول هم بايد بتوانند پاسخگوي تيراژهاي پايين باشند. داشتن يك سيستم گردش كار قوي مثل
كداك(Prinergy) ياPrinect هايدلبرگ يا
Apogee suite آگفا ميتواند موثر باشد.
داشتن يك سيستم برآورد هم ميتواند ملاحظات سرمايهگذاري را روشنتر سازد.
در همين حال، كساني كه در زمينه بستهبندي سرمايهگذاري ميكنند، بايد به خاطر داشته باشند كه اگر يك مشتري نوعX يك كار را ميخواهد، شايد از ديگران هم نوعY همان كار را بخواهد.
يك خريدار چاپ ممكن است براي امضاي قرارداد بلندمدتتر با يك چاپكار، تمايل بيشتري داشته باشد، به شرط اينكه آن چاپكار به جاي داشتن يك سيستم چاپ، دو سيستم متفاوت داشته باشد و يكي از آنها هم فلكسو باشد و اين براي كساني كه فقط با افست كار ميكنند، ميتواند يك هشدار باشد. اما پيش از سرمايهگذاري در زمينه فلكسو به ياد داشته باشيد كه اين عرصه يك عرصه كوچك و تخصصي است.
ميگويند <سريع> خوب است اما اين به معني بهتر بودن نيست. آنچه از همه بهتر است، داشتن كنترل بر روي رويدادها از توليد تا تحويل است.
