وقتي قرار باشد به جاي استفاده از يك سوله يا مكان موجود، روي يك زمين خالي، چاپخانهاي بنا شود، همه چيز را ميتوان به درستي پيشبيني كرد و مناسبترين فضاها را در حدي كه زمين اجازه ميدهد، براي يك گردش كار موثر ايجاد كرد. اما درا ين مورد نيز نكات بسياري ميبايست مورد توجه قرار گيرند.
در طراحي يك كارگاه چاپ با امكانات جديد ديدگاههاي اصلي ذيل ميبايست مد نظر قرار گيرد:
طراحي ساختماني خاص يا عمومي: عموما يك ساختمان با معماري قابل تطبيق با استانداردهاي عمومي در درازمدت، مقبولتر از ساختماني است كه با معماري فضاهاي كاملا خاص طراحي شده باشد.
در يك برهه 20 ساله امكان دارد تغيير محل ضروري شود، يا امكان دارد كه اصلا چاپخانه تعطيل شود. لذا بهتر است در زمان طراحي و توليد حتيالامكان پارامترهاي طراحي عموميتر به گونهاي مد نظر قرار گيرد كه ملك و ساختمان در زمان فروش احتمالي خواهان بيشتري داشته باشد. معمولا بهكارگيري مصالح و قطعات و بناهاي پيشساخته نظير سوله جهت بناي كارگاههاي چاپ بسيار مناسب است، اگر چه طراحي ساختمان خاص نيز قابل اجرا است.
در مقابل هر چه بنا وسيعتر باشد امكان ساخت بر اساس طراحي اختصاصي را ميسرتر ميسازد به اين مفهوم كه هر چه بتوان اندازههاي فضاها را بهطور اختصاصي بر اساس اندازههاي مورد نياز تعبيه نمود، هزينه هر متر مربع ساخت و ساز كمتر خواهد شد.
براي مثال يك تفاوت اساسي ساخت و ساز اختصاصي با بناهاي پيش ساخته نظير سوله، تفاوت حداكثر و حداقل ارتفاع سقف كه نتيجه مستقيم دهانه سوله خواهد بود، ميباشد. (ارتفاع سقف در وسط دهانه سوله بيشتر خواهد بود.) اين موضوع در بناهاي پيشساخته عمومي گريزناپذير و موجب افزايش هزينههاي ساخت و ساز خواهد بود. حال آنكه با طراحي فضاها در طراحي اختصاصي ميتوان بر اساس نياز هر قسمت، اندازه دهانه را محاسبه و ارتفاع سقفها را متناسب با آن طراحي و اجرا نمود.
مقررات ساخت و ساز: مطالعه و آگاهي از مقررات شهرسازي و شهرداري قبل از احداث بناي جديد بسيار حايز اهميت است كه ميبايستي در زمان انتخاب زمين در منطقه مورد توجه قرار گيرد.
احداث بناي يك يا چند طبقه
به عنوان يك اصل، عمليات توليد در يك كارگاه چاپ (در بخشهاي انبار، سالن چاپ، صحافي و تحويل) ميبايست همگي در يك سطح و در همكف قرار داشته باشد تا از هر گونه حمل و نقل مواد اوليه و توليد شده بهصورت عمودي بين طبقات ممانعت گردد. ليكن در صورت نياز، واحدهاي اداري و عمليات پيش از چاپ ميتوانند در طبقات ديگر مستقر شوند.
شكل ساختمان
بناي مستطيل شكل مناسبترين طرح براي كارگاه چاپ با خط توليد و جريان كار مستقيم است، زيرا گسترش بخشهاي مختلف آن در آينده از هر طرف بسيار آسان خواهد بود. طرح خط توليد و جريان كار به شكل <>Uمعمولا در يك زمين مربع شكل اجرا ميشود كه در اثر بسط و گسترش در آينده به مستطيل تبديل خواهد گرديد. در مورد شكل ساختمان در بخشهاي بعدي مشروحتر سخن خواهيم گفت.
زيرزمين و نيم طبقه
چنانچه قصد ايجاد بناي چاپخانهاي را از پايه داريد به هيچ وجه نيازي به تعبيه و ساخت زيرزمين نخواهد بود، حال آنكه ايجاد يك نيم طبقه در قسمتي از سالن توليد كه داراي ارتفاع زياد است بسيار موثر و قابل استفاده خواهد بود.
(همانگونه كه در مطالب بعدي بخش 2) به تفصيل بيان خواهد شد، ايجاد يك نيم طبقه در بالاي بخش توليد جهت بخشي از دفتر كار، اطاقهاي استراحت، انبار كوچك و موقت مركب، اطاق تعميرات نگهداري قطعات سبك و انبار كوچك و موقت مواد مصرفي صحافي بسيار كاربردي و قابل استفاده خواهد بود. با اين حال به عنوان يك اصل مسلم به هيچ وجه نبايد از طبقات غير از همكف نظير نيم طبقه جهت عمليات توليد استفاده نمود.
نورگيرها و پنجرهها
تنها قسمتهايي كه نياز مبرم به نورگير و پنجره دارد، فضاهاي دفتري، ناهارخوري و محل استراحت كاركنان است. به هيچ وجه نبايد در بخش پيش از چاپ و در بخش طراحي پنجره به كار برد، زيرا موجب انعكاس نور بر روي مانيتور و خطا در تشخيص رنگ اوريژينالها ميشود. ضمن اينكه عدم يكنواختي نور روز از صبح تا شب موجب تشديد خطاي اپراتورها و طراحان ميشود. همچنين ميبايست از نصب پنجره و نورگير مستقيم در سالن چاپ خودداري شود، زيرا پرتو نور فرابنفش(UV) ميتواند موجب صدمه ديدن نوردهاي مركب و نيز باعث خطاي ديد اپراتور نسبت به رنگ نمونه چاپي در ساعات مختلف روز گردد. نصب پنجره و نورگير در قسمتهاي صحافي و انبارها امكانپذير بوده ليكن ميتوان در طراحي كلي ساختمان از آن نيز صرفنظر نمود و به صورت يكنواخت در كليه بخشها از نور مصنوعي در طول شبانهروز استفاده برد. نور مستقيم خورشيد، گاهي موجب تغيير رنگ بخشي از محصولات چاپي ميشود كه براي مدت طولاني در معرض مستقيم نور در انبار و يا صحافي باقي ميمانند. در صورت اصرار در استفاده از نور روز در انبار و يا صحافي ميبايست از روشهاي انكسار نور (با نصب ديفيوزر) و بازتابش آن به صورت غيرمستقيم نظير نصب پرههاي متغير در مسير نور طبيعي استفاده كرد.
يكي از سادهترين روشهاي انكسار نور نصب پرههاي با زاويه 45 درجه در مقابل پنجرهها است به نحوي كه نور روز را به سمت سقفها هدايت نمايد. بدين ترتيب نور روز با چندين انعكاس مختلف در محيط صحافي و يا انبار پخش ميگردد.
كفسازي
به عنوان اصل اوليه، كف كليه بخشهاي مختلف توليد ميبايست در يك سطح (از نظر شيب و ارتفاع) قرار داشته و در كل با بتن اجرا شود. تعبيه چاه فاضلاب در كف ضروري نبوده مگر در قسمتهاي خاص مورد نياز دستگاهها، لذا نيازي به ايجاد شيب در كف سالنها نيست. آمادهسازي، پرداخت و نازككاري سطح بتن و ايجاد پوششهايي نظير رنگ اپوكسي - كه در بخش 3 به طور مبسوطتر به آن خواهيم پرداخت- بسيار موثر بوده و موجب جلوگيري از ايجاد گردوغبار در فضاي توليد و چاپ خواهد شد. ضخامت لايه بتن ميبايست بر اساس شرايط و مقاومت خاك منطقه و وزن متوسط دستگاهها و بار جابهجا شونده بر متر مربع سطح بتن محاسبه و اجرا گردد. ضمنا جهت فوندانسيون دستگاههاي بزرگ چاپ ورقي و دستگاههاي چاپ رول ميبايست نقشه اجرايي فوندانسيون با توجه به بار ديناميك و استاتيك آن محاسبه و جداگانه با ضخامت پد خاص و مسلح به آرماتور مناسب اجرا گردد. جهت پرهيز از هزينههاي اجراي مجدد بسيار بجاست كه قبل از شروع ساخت و ساز كليه نقشههاي اجراي فوندانسيون * ماشينآلات تهيه و در اختيار مهندسان سازه طرح قرار گيرد.
- سقفها: نكات مربوط به سقفها نيز همانند كف در مبحث مربوط به هر قسمت متناسب با عمليات توليد در آن، در مطالب بعدي به تفصيل بيان خواهد گرديد.
- ديوارها و ستونها: براي نيل به بالاترين راندمان از لحاظ كاربرد فضاها، بهتر است ابتدا كليه بخشهاي دفتري، توليد و انبار در سه قسمت مجزا و به صورت سالنهاي يكپارچه و بدون ديوار طراحي و اجرا شوند. بديهي است كه محل و اندازه دهانه بين ستونها در بخش توليد ميبايست بر اساس محل چيدمان ماشينآلات طراحي و اجرا شود. سپس طراحي داخلي و محل قرار گرفتن جدارها كه هيچ يك ديوارهاي باربر نخواهند بود، بر اساس كاربرد فضاها مخصوصا در بخش اداري به صورت پيش ساخته حتيالامكان با استفاده از اتصالات پيچ و مهره به منظور امكان تغييرات بعدي اجرا شوند. بهتر است جدارهاي جداكننده قسمتها هر جا كه امكان پذير است به نحوي اجرا شوند كه ستونها را نيز شامل شده و بپوشاند.
انتخاب يك مكان آماده جهت انتقال چاپخانه
در مواردي، به جاي طراحي و اجراي يك ساختمان جديد از پايه، مدير تصميم به خريد يا اجاره ملك و ساختمان آماده با امكانات وسيعتر ميگيرد. شايد تعداد زيادي محل توسط آژانس املاك پيشنهاد شود. عليرغم آنكه قيمت ميتواند فاكتور مهمي باشد ليكن بايد در نظر داشت كه مهمترين عامل انتخاب محل را ميبايست امكان برخورداري از يك گردش كار و جريان صحيح حركت مواد اوليه و كالاي چاپي توليد شده دانست- همچنين بررسي امكان برخورداري از چيدمان صحيح تجهيزات در آن محل. بد نيست قبل از صرف وقت جهت بازديد از تمامي مكانهاي پيشنهادي، ليست اوليه مباني ضروري انتخاب را به شرح ذيل در اختيار مشاور املاك قرار داده تا از محدوديتها و مشخصات انتخاب شما آگاه باشد، (قابل ذكر است اين ليست تنها مشخصات مورد ارايه به مشاور املاك بوده و به هيچ وجه شامل مشخصات فني جهت طراحي و ساخت يك بناي جديد نميباشد.):
1- اندازه بنا: متراژ مورد نياز درخواستي ميبايست با توجه به محاسباتي كه در مباحث قبلي بيان شد، به تفصيل شامل فضاي اداري، توليد و انبار باشد.
2- منطقه: منطقه مزبور ميبايست مناسب يك كارگاه چاپ از لحاظ امكانات منطقهاي باشد. به اين صورت كه نه در بافت كاملا مسكوني و نه در مناطق صنعتي فوق سنگين و بسيار دور از بازار مصرف قرار داشته باشد. امكان تردد پرسنل از يكسو و تردد ماشينآلات سنگين جهت دسترسي به جادههاي ترانزيت براي سهولت عبور و مرور آن نيز امر بسيار مهمي است. البته حساسيت پارامترهاي فوق به ميزان بالايي بستگي به ابعاد و اندازه كارگاه چاپ و نوع تغذيه مواد اوليه و كالاي توليد شده آن دارد.
3- اصل ساختمان يك طبقه: ساختمان مورد نظر ميبايست به طور كامل در يك طبقه همكف واقع باشد. وجود يك نيم طبقه كوچك تنها و تنها جهت استفاده فضاهاي اداري و پيش از چاپ نيز يك مزيت به حساب ميآيد.
4- ارتفاع طبقه: در بخش توليد و انبار حداقل ارتفاع ميبايست 6 متر باشد كه در صورت نياز، در قسمتهايي از آن بتوان با نصب قفسههايي حداقل در سه طبقه جهت قرار دادن پالت كاغذ و يا محصولات توليد شده از آن استفاده جست. در بخش اداري ميبايست ارتفاع سقف از 25/2 الي 6/2 متر از كف تا زير سقف كاذب باشد.
5- كف و مصالح مورد استفاده در آن: ابتدا ميبايست از مقاومت خاك محل و ضخامت سنگفرش يا بتون روي آن نسبت و نشست نكردن در صورت نصب ماشينآلات و جابهجايي كاغذ و توليدات چاپي برروي آن اطمينان حاصل كرد. كليه قسمتها ميبايست در يك سطح قرار داشته باشند به نحوي كه هيچگونه جابهجايي كاغذ و يا محصول چاپي به صورت عمودي بين قسمتها نياز نباشد. كيفيت و پرداخت سطح نيز ميبايست به گونهاي باشد كه فاقد ترك و شكاف بوده و موجب ايجاد گرد و غبار در فضاي توليد نشود.
6- آب، گاز، برق و فاضلاب و غيره: وجود توان مورد نياز الكتريكي در محل و يا امكان دريافت سريع آن. همچنين بررسي آب و سيستم فاضلاب محل به نحوي كه نياز كارگاه را مرتفع سازد. آب مصرفي در بخش ظهور پليت و يا سيستم تغذيه آب ماشينآلات افست مناسب باشد، زيرا از لحاظ سختي و خلوص و دماي آن به ميزان قابل ملاحظهاي در كيفيت توليد موثر است. ميتوانيد با ارسال نمونه آب محل به آزمايشگاه به راحتي مشخصات آب مصرفي را مشخص كنيد. چنانچه دستگاه سختيگير در محل نصب شده باشد، از كاركرد صحيح آن مطمئن شويد. همچنين وضعيت چاه و تانك سپتيك فاضلاب را نيز از قبل بررسي كنيد.
7- سكوهاي تخليه و بارگيري: محل و سكويهاي مجتمع جهت تخليه و بارگيري ميبايست در محل تعبيه شده باشد. چنانچه سكوي مورد نظر وجود نداشته باشد ميبايست حداقل مكان براي ايجاد آن موجود باشد. ارتفاع سكوهاي مورد نظر براي تريليها 27/1 متر و براي كاميونها حداقل 91 سانتيمتر باشد.
8- قوانين منطقهاي: ساختمان مزبور ميبايست از كليه قوانين و مقررات شهري يا مناطق صنعتي تبعيت نموده از جمله امكانات و تجهيزات اطفاء حريق، بهداشت، امكانات رفت و آمد و سرويس بهداشتي معلولين و غيره. قوانين مزبور متناسب با هر منطقه قابل دريافت از همان منطقه شهري يا صنعتي ميباشد.
چنانچه تعدادي از محلهاي معرفي شده توسط مشاور املاك شامل كليه امكانات و شرايط مذكور در ليست فوق بودند ميتوانيد محلهاي مزبور را بازديد كنيد تا نسبت به موارد ذيل نيز -كه شامل پارامترهاي درجه دوم هستند- اطلاعاتي به دست آوريد:
1- ظاهر: اينكه آيا ظاهر نما و شأن محل مورد نظر، مناسب شركت و مشتريان مراجعهكننده به آن شركت هست يا خير؟
2- مكان و نشاني: آيا مكان مورد نظر داراي امنيت و آسايش كافي براي كارمندان و مشتريان خواهد بود. به ويژه اگر داراي سه شيفت، 24 ساعت كاري ميباشيد. آيا به راحتي قابل دسترسي به جادههاي اصلي نزديك به سيستم حمل و نقل عمومي ميباشد. آيا كاميونها و تريلرها به راحتي ميتوانند به آن مكان دسترسي داشته باشند يا از لحاظ زمان رفت و آمد شامل محدوديتهايي خواهند بود. آيا رفت و آمد كارمندان به ويژه نيروهاي كليدي شما به آن محل آسان است يا اينكه آنان ترجيح خواهند داد كه استعفا داده و به دنبال كار در نزد رقباي شما در محل مناسب ديگري بروند.
3- عمر ساختمان: بررسي آنكه آيا ساختمان به زودي يا در بدو شروع نيازمند تعميرات اساسي نظير: تعمير پشت بام، تعويض پنجرهها، كف سازي و غيره است، كه همگي مستلزم صرف وقت و هزينه بيشتر خواهد بود.
4- ماليات: چنانچه محل ارايه شده جهت قرار گرفتن در منطقه خاصي داراي معافيتهاي مالياتي است.
البته بديهي است قيمت ملك در نهايت ميتواند يكي از فاكتورهاي اساسي در انتخاب باشد. بايد توجه داشت كه تنها قيمت اوليه محل، كل هزينه نيست بلكه هزينههايي كه درطول سال نيز پرداخت ميشود نظير ماليات، تعميرات نگهداري محل، هزينههاي آب، برق و گاز و هزينههاي بيمه نيز ميبايست متناسب با انتخاب محل به آن اضافه شود.
اصول اوليه جانمايي در كارگاه چاپ
سه اصل اوليه و ضروري در جانمايي در يك كارگاه چاپ عبارتند از:
1- ايجاد يك جريان توليد هر چه مستقيمتر (از مرحله ورود مواد اوليه به انبار تا چاپ، صحافي و تحويل كالاي توليد شده جهت انبار موقت يا ارسال به مشتري)
2- جداسازي مكاني بخشهاي توليد (شامل انبار، چاپ و صحافي) از بخشهاي اداري (نظير فروشي، حسابداري و عمليات قبل از چاپ)
3- امكان توسعه كليه بخشها در صورت رشد سفارش و توليد با عنايت به حفظ دو اصل فوق.
جريان مستقيم توليد
در يك كارگاه چاپ هزينه جابهجايي مواد اعم از مواد اوليه، توليد شده و يا در جريان توليد حدود 60% كل دستمزد نيروي كار را شامل ميشود.
با اندكي تامل ميتوان دريافت كه طراحي و اجراي يك جانمايي صحيح جهت برخورداري از كوتاهترين فاصله ممكن كه محصول توليدي از يك فرايند به فرايند ديگر و يا به يك انبار موقت و يا محل ذخيره جهت كار مشترك بخشهاي مختلف(WIP) ميپيمايد، تا چه اندازه ميتواند زمان اين جابهجايي را كوتاهتر سازد و به كاهش زمان و در نتيجه كاهش هزينهها و بالا رفتن بازده كاري ميگردد.
نزديكي و سهولت دسترسي ورود كالا به انبار، انبار به سالن چاپ، و از آن به انبار ذخيرهWIP يا به طور مستقيم به بخش صحافي و سرانجام از صحافي به انبار موقت تحويل و يا سكوي تحويل بار، مهمترين عامل اصلي طراحي يك جانمايي با راندمان بالا و جريان توليد است. اگر چه به نظر ميرسد جريان توليد خط مستقيم،I) شكل) بالاترين راندمان را ارايه ميدهد، ليكن جانماييهايي كه جريان توليد <U شكل> و يا <Z شكل> را نيز به كار ميگيرند در جاي خود بسيار كاربردي بوده و از راندمان بالايي برخوردارند.
نكته بسيار حايز اهميت در جريان مسير خط توليد پرهيز از مسير زيگزاگ و يا برگشت به نقطه قبلي در مسير توليد است.
اگرچه در شكل 1-2 جريان كار از چپ به راست نمايش داده شده است، با اين حال امكان طراحي آن از راست به چپ نيز ميسر است، در حالت كلي جريان كار چپ به راست براي ماشينآلات رول و راست به چپ براي ماشينآلات ورقي موجب ميشود كه سمت اپراتوري ماشينآلات مقابل فضاي اداري و دفتري قرار گيرد. معمولا اين نوع چيدمان از نقطه نظر مشتريان و بازديدكنندگان مطبوعتر است. البته ناگفته نماند كه در بعضي موارد به طور سفارشي سمت اپراتوري ماشينآلات رول نظير ماشينآلات ورقي از راست به چپ طراحي و مونتاژ ميشود.
جداسازي بخشهاي توليد
تعبيه فضاي لازم جهت قرار دادن مقدار متناسبي كاغذ و مقوا در قسمت اپراتوري كنار ماشين ضروري است. براي مثال جهت همدما و همرطوبت كردن كاغذ (همهوايي)، ميبايست از مدتي قبل از شروع چاپ، كاغذ را از انبار به محل سالن چاپ منتقل كنند تا دما و رطوبت آن با دما و رطوبت سالن چاپ يكسان گردد. براي اين منظور تامين فضايي در كنار ماشين يا قسمتي از سالن چاپ ضروري است. همچنين برگههايي كه يك روي آن چاپ شده جهت خشك شدن، قبل از چاپ پشت آن، نيازمند فضايي در كنار ماشين تحت همان دما و رطوبت هستند كه براي مدت كوتاهي نگهداري شده تا پس از خشك شدن مركب جهت چاپ پشت، در داخل ماشين قرار بگيرند. ميتوانيد جهت دريافت اطلاعات بيشتر در مورد نگهداري و شرايط دما و رطوبت كاغذ به مرجع معتبرGATF به نام what the priter should know about paper مراجعه فرماييد. نمودار شكل 2-2 نشاندهنده زمان مورد نياز جهت همهوايي كاغذ و يا مقواي منتقل شده از يك محيط به كارگاه چاپ را نشان ميدهد. بديهي است هر چه پالتها از حجم يكپارچه بزرگتري برخوردار باشند مدت زمان همهوايي طولانيتر خواهد بود.
در بخش صحافي نيز ميبايست نسبت به تعبيه فضاي انبار موقت يا محل ذخيرهWIP متناسب با نوع توليد مانند چاپ تجاري اوراق تبليغاتي، نشر، كتاب و غيره جهت توليدات چاپي و يا در حال چاپ و نيمه تمام اقدام نمود. به جز در مواردي كه روند عمليات توليد به طور همزمان از يك واحد بلافاصله به واحد ديگر توليد ارسال ميگردد، در ساير موارد توليد در ميانه فرايند ميبايست به محيط انبار ذخيره مشترك به نامWIP منتقل شود تا جهت انتقال به واحد بعدي توليد آماده شود و يا واحد بعدي، گنجايش خود را جهت پذيرش آنها اعلام كند. براي مثال تمامي فرمهاي يك مجله ابتدا ميبايست هر يك جداگانه تا شده و در بخشWIP ذخيره شود. پس از اتمام تاي تمام فرمها، به بخش ترتيب فرستاده خواهند شد.
محاسبه اندازه فضاي مورد نياز بخش انبار موقت ذخيرهWIP اندكي دشوار است. چرا كه تعداد كارهاي در دست چاپ و همچنين فرمهاي آنها در يك زمان ثابت متغير است. با اين حال يك چاپخانه با فعاليت چاپ تجاري و تبليغاتي نيازمند انبار فضايي ذخيرهWIP در كنار هر يك از عمليات چاپ و مراحل تكميلي پس از چاپ است. تعبيه يك فضاي ذخيرهWIP مركزي كه در واقع امكان استفاده از آن توسط بخشهاي مختلف امكانپذير باشد نيز يك راه حل ديگر است. چاپخانههايي كه فعاليتشان بيشتر چاپ كتاب و مجله و در زمينه نشر است، ميبايست يك فضاي ذخيرهWIP جهت فرمهاي تا شده قبل از بخش صحافي يا ماشين ترتيب قرار دهند. اين بخش ميبايست شبيه قفسههايي جهت قرار دادن پالتها و جعبهها بر روي يكديگر در سه يا چهار طبقه باشد كه موجب كوتاه شدن فاصله بين قسمتهاي مختلف در ارتباط با آن شود. بار ديگر خاطرنشان ميشود از آنجا كه به طور حتم ميبايست فرمهاي چاپي در ميانه توليد محصول در فضايي به طور موقت انبار شده، تا آماده فرايند بعدي توليد گردند، به منظور طي كمترين مسافت در حمل و نقل مجدد، بهترين حالت تعبيه اين فضا در مجاورت همان فرايندهاست.
سرانجام محصول چاپي تمام شده ميبايست به محلي به عنوان انبار موقت تحويل فرستاده شود، تا منتظر بستهبندي و يا بارگيري جهت ارسال به مشتري شود. تعبيه اين فضا كه به منظور ترتيب و برچسب زدن به كارهاي مختلف چاپي (به منظور جلوگيري از مخلوط شدن و جابهجا شدن آنها با يكديگر)، بسيار ضروري است.
